تبلیغات
برنامه ریزی شهری Şehir planı - حاشیه نشینی و تبعیض نژادی
 
برنامه ریزی شهری Şehir planı
جغرافیا و برنامه ریزی شهری
شنبه 27 خرداد 1391 :: نویسنده : امید باقری
مارک گوتدینر، لسلی باد 

منطقه حاشیه ای یا گتو ناحیه ای از شهر یا حومه شهر است که اعضای یک گروه اجتماعی و به صورت نسبتا اجباری در آن زندگی می کنند. این واژه امروز به معنای ناحیه شهری فقیر، با معضلات بیکاری و خانه های زیر خط استاندارد نیز هست.
در سال 1970 نود درصد بزرگ ترین نواحی شهری مرکزی در منطقه مترو در ایالات متحده دارای ساکنانی اغلب سفید پوست بود که آمار آن ها از 55 درصد در دیترویت (Detroit) تا 82 درصد در بوستون تغییر می کرد. بیست سال بعد، تنها فیلادلفیا (51%) و بوستون (58%) شهرهایی با غالب جمعیت سفیدپوست به شمار می رفتند. سایر هسته های شهری دارای جمعیت هایی مختلط بودند که گروه سفیدپوستان در آن به عنوان تنها یک گروه اقلیت متمایز به شمار می رفت. سفیدپوستان کجا رفتند؟ به حومه شهرها. از سال 1950 آنان در مقیاس وسیع شهر را ترک کردند. با آغاز گشایش فرصت های شغلی در طول جنگ جهانی دوم، شمار زیادی از آمریکایی های آفریقایی الاصل جنوب را ترک کردند و به شهرهای ایالات شمال شرقی و شمال مرکزی مهاجرت کردند. شمار ثبت شده در طی این انتقال جمعیت سفیدپوستان به حومه های شهر و سیاهان به داخل شهر، با تبعیض نژادی آشکار در امر خانه گزینی، به الگوهای تبعیض آمیزی انجامید که از آن زمان تاکنون وجود دارند. با افول چشم اندازهای اقتصادی و تغییر مکان نیاز به نیروی کار در مشاغل جدید، ظهور این مناطق حاشیه ای در شهرها  رها شد. از سال 1970، اکثریت آمریکایی ها در حومه های شهر و نه در شهرها زندگی می کردند. زیرا سیاهان به دلیل تبعیض نژادی و فقر نتوانستند با سرعت کافی یا در مقیاس وسیع، حومه شهری شدن را بپذیرند، نواحی داخلی شهر با آمریکاییان آفریقایی و سیاهان پر شد. حاشیه ها نیز به مناطقی انتهایی تر تبدیل شد.

بر اساس نظر کالتر (Cutler)، گلیزر (Glaeser) و ویگدور (Vidgor) (1997)، تبعیض نژادی در ایالات متحده بسیار بالا است. به طور میانگین، 60% سیاهان مجبور به مهاجرت به میان سیاهان شده و سفیدها نیز به همان میزان در شهرهای ایالات متحده پخش شدند. کالتر، گلیزر و ویگدور به بررسی تبعیض در شهرهای ایالات متحده در یک قرن، بین سال های 1890 تا 1990 پرداختند. بین سال های 1890 تا 1940 سیاهان به نواحی شهری مهاجرت کردند و تقریبا به طور انحصاری در ناطق حاشیه ای ساکن شدند. بین سال های 1940 تا 1970 حاشیه نشینی سیاهان گسترش یافت. اما از سال 1970 به بعد تبعیض های شهری به خصوص برای آمریکاییان آفریقایی تحصیلکرده رو به افول گذاشت.

کالتر، گلیزر و ویگدور، سه توجیه برای تبعیض شهری پیشنهاد کرده و به ارزیابی آن ها می پردازند. مهم ترین عامل این امر تبعیض ناخواسته در حاشیه نشینی است که بر اساس آن سفیدها به عملکرد جمعی با استفاده از ابزارهای رسمی یا غیررسمی به منظور تبعیض سیاهان در نواحی خاص دست می زنند. کالتر، گلیزر و ویگدور این پدیده را "فرایند نژادپرستی جمعی" می خوانند – که شامل پیمان های محدودکننده، منطقه بندی نژادی، ابزارهای سیاسی و تهدیدهای خشونت آمیز می شود. این عوامل پیش از سال 1960 گسترده بود، اما پس از آن در نتیجه قوانین عادلانه خانه سازی و قانونگذاری حقوق مدنی غیرقانونی شد. با اینهمه عملکردهای نژادپرستانه مانند غربال گری و تعصب در پرداخت وام هنوز وجود دارند.

دیگر عامل این امر، سبک زندگی به خصوص در مورد آمریکاییان آفریقایی است که از جنوب به سمت شمال مهاجرت می کنند. این مردم مانند دیگر مهاجران، به دنبال نواحی ای در شهرهای شمالی بوده اند که منابع فرهنگی مورد نیاز آنان را در خود داشته اند، مانند کلیسای سیاهان. بر اساس نظر نویسندگان فوق، مهاجران جنوبی آمریکایی – آفریقایی به احتمال 10% بیشتر، به یک کلیسای خاص سیاهان تعلق دارند تا به سیاهان بومی شمالی و 24% بیشتر، ترجیح می دهند در محله سیاهان زندگی کنند.

این عامل سوم که "گریز سیاهان" نام دارد در درون شهر و محله های سفید پوستان دیده می شود که در آن سفیدها حاضرند بهای بیشتری بپردازند تا در اجتماعی حومه شهری خاص سفیدها زندگی کنند:" به نظر می رسد اطلاعات فوق امروز از این توجیه به عنوان عامل سهیم در تداوم دهه های تبعیض پس از تصویب قوانین خانه سازی برابر حمایت می کنند." به سادگی می توان تصور کرد اغلب سیاهان داخل شهر تمکن زندگی در حومه شهر را ندارند و آن دسته از سفیدهایی که چنین تمکنی را دارند، به سمت حومه های شهری تبعیض آمیز حرکت می کنند، بنابراین به گونه ای غیرارادی به پدیده تبعیض سیاهان در شهر دامن می زنند.

کالتر، گلیزر و ویگدور بر این نظرند که به رغم سود موجود در نواحی یکپارچه نزدیک به مترو، "به نسبت گذشته نواحی منحصرا سیاه نشین بیشتری داخل شهر وجود دارند". وانگهی، با اینکه سیاهان به طور میانگین نسبت به سفیدها هزینه کمتری برای سکونتگاه شهری می پردازند، هزینه نسبتا بالاتری برای اجاره خانه پرداخت می کنند.

در طول سال ها، شهرسازان به ابزارهای جمعیت نگاری ای برای اندازه گیری تبعیض دست یافته اند. تا چندی پیش، دو مقیاس کلیدی آنان، "شاخص عدم تجانس" و "شاخص منزوی سازی" بود. مسی و دنتوم (1993) این عوامل را به صورت زیر تعریف کرده اند:

عدم تجانس

اگر سیاهان به گونه ای بی تناسب با سفیدها در ناحیه ای از شهر ساکن شوند، می گوییم عدم تجانس میان دو نژاد بالاست. شاخص عدم تجانس به اندازه گیری نسبت سفیدهایی می پردازد که تمایل دارند به نواحی سیاهان حرکت کنند تا دو نژاد فوق به طور برابر تقسیم شوند. بالاترین سطح عدم تجانس 1 است، یعنی زمانی که 100% سفیدها به حرکت فوق تمایل داشته باشند. بر اساس نظر مسی و دنتون (1993)، سطح 3/0 به عنوان سطح پایین، بین 3/0 و 6/0 متوسط و بالای 6/0 سطح بالا در نظر گرفته می شود.

اما تنها شاخص عدم تجانس نیست که یک منطقه حاشیه ای را می سازد.

 

انزوا

"ما در اندازه گیری انزوای سیاهان از سفیدها، می خواهیم بدانیم چه میزان تعامل میان این نژادها وجوددارد."(مسی و دنتون، 1993) در صورت استفاده از شاخص نویسندگان فوق، عدد بیش از 3/0، شاخص انزوا به شمار می رود.

بنابه نظر مسی و دنتون، "اگر در شهری شاخص عدم تجانس بیش از 6/0 و شاخص انزوا بیش از 3/0 باشد، در آن شهر حاشیه نشینی وجود دارد." (1993: 5)

مسی و دنتون (1993: 74-77) سه مقیاس دیگر نیز برای تبعیض مطرح کردند: خوشه بندی، متمرکز سازی و مرکزیت. کاتلر و همکاران (1997) دریافتند این سه عامل اخیر به شدت با دو عامل نخست در ارتباط بوده و بنابراین تنها از عوامل نخست و دوم در پژوهش های خود استفاده کردند. اما مسی و دنتون از پنج مقیاس فوق به عنوان ابعادی جداگانه به منظور شناسایی پدیده ای استفاده کردند که آن را "فوق تبعیض" نامیدند:

"نه تنها سیاهان بیش از سایر گروه ها به هریک از ابعاد تبعیض دچار هستند، بلکه همچنین به تمامی ابعاد تبعیض به صورت همزمان نیز گرفتار هستند؛ و در یکی از زیرمجموعه های مهم ناحیه نزدیک به متروی ایالات متحده، آنان دست کم در چهار یا پنج بعد به شدت دچار تبعیض هستند که ما بی درنگ این الگو را "فوق تبعیض" می نامیم." (1993:77)

مسی و دنتون دریافته اند نزدیک به یک سوم جمعیت سیاهان ایالات متحده به زندگی در شرایط تبعیض محض ادامه می دهند: "نه تنها گمان نمی رود ساکنان این مناطق حاشیه ای بتوانند به ارتباط با سفیدها در محله های مخصوص آنان در بپردازند، بلکه حتی اگر گذارشان به محله مجاور بیفتد نیز بعید است با یک چهره سفیدپوست روبرو شوند. و اگر به محله بعدی بروند، دیگر هیچ سفیدی نمی خواهد آنجا بماند... گروه های دیگر جامعه معاصر ایالات متحده نیز تمایلی به نزدیک شدن به این دایره منزوی در جامعه شهری نشان نمی دهند." (1993: 77)

به رغم این روشنی وحشت برانگیز تبعیض و فوق تبعیض، اطلاعات مربوط به سال های دهه 1970 نیز حاکی از اینست که در آن زمان کاهش "ملایم" در این سطح از تبعیض در نواحی متروی ایالات متحده وجود داشته است. بنا به نظر کاتلر و همکاران (1997) پس از 1970، امواج معیشتی مهاجران اسپانیایی به ایالات متحده سرازیر شد و آنان اغلب با سیاهان کم درآمد محله های مجاور خود درآمیختند. وانگهی، تاثیرات مثبتی نیز ناشی از قوانین منصفانه تعیین مسکن از سال های دهه 1960 وزیدن گرفت و به جنگ تبعیض نژادی در زمینه املاک و مستغلات آمد. به خصوص آمریکایی- آفریقایی هایی تحصیلکردهفآفریآ

 از قدرت های قانونی ای بهره مند شدند که به آنان اجازه می داد خانه هایی در نواحی محدود سابق مترو خریداری کنند.

تبعیض نژادی مشکلی منحصر به ایالات متحده نیست. بریتانیا نیز با هجوم معنادار جمعیت سیاه کاراییب و آفریقا، اخیرا مشکلات خود در این زمینه را نشان داده، مشکلاتی که از زمان شورش های حومه داخلی لندن – بریکستون- در سال 1981 تاکنون بی سابقه بوده است. هنوز تفاوت هایی میان دو ملت وجود دارد. در بریتانیا، ترکیب نژادی تنوع کمتری نسبت به آمریکا دارد. وانگهی، اقلیت های نژادی تنها نسبت اندکی از جمعیت کل را تشکیل می دهند. براورد می شود نزدیک به چهار میلیون اقلیت نژادی در بریتانیا زندگی می کنند، که این 7% جمعیت کل را تشکیل می دهد و نزدیک به نیمی از آنان در لندن ساکن هستند (کیتوالا، 2001). اقلیت های اصلی عبارتند از : هندی ها، پاکستانی ها، سیاهان کاراییب، سیاهان آفریقا، بنگلادشی ها و چینی ها. اقلیت های نژادی به گونه ای بی تناسب در شهرهای بزرگ و نواحی گسترده کلان شهری متمرکز شده اند. آنان در داخل شهر به متمرکز شدن در محله های فقیر یا نواحی ای با مسکن غیراستاندارد تمایل نشان می دهند که این عامل اخیر تا اندازه ای به دلیل عملکرد های تبعیض آمیز در بازار مسکن و حاشیه نشین شدن اقتصادی رخ می دهد.

با وجود تمرکز و تبعیض فضایی، اغلب اقلیت های نژادی در نواحی مختلط زندگی می کنند (دالی، 1998). با اینهمه مانند شهرهای ایالات متحده، تبعیض و تنش های نژادی در شهرهای بریتانیا به هیچ رو بی اهمیت نیستند. تبعیض نژادی سخت به همراه طرد اجتماعی ظالمانه به نزاع های نژادی و شورش هایی با انگیزش های نژادی می انجامد. برای نمونه در تابستان 2001، برخوردهای میان سفیدها و جوانان آسیای جنوبی، شهر های کوچک و بزرگ بریتانیا شامل برادفورد، برنلی و اولدهام را در خود گرفت. این شهرها که پیشتر به عنوان نمونه شهرهای ثروتمند و پرافتخار صنعتی ویکتوریایی به شمار می رفتند، دهه های متمادی در افول اقتصادی گرفتار شدند. از میان رفتن اشتغال در مقیاس گسترده در صنایع سنتی و نتیجه آن که گریز مردم به سمت حومه های شهری مجاور شهرستان ها بود، سبب طرد جوانان آسیایی و کاراییبی از کار شد. این اختلاط بی پروا باقیمانده جمعیت سفید پوست شهری را مانند نیاکانشان به سمت نژادپرستی و استدلالات آن سوق داد.

با اینهمه تمایزی مشخص در مناطق حاشیه ای در بریتانیا وجود دارد که بی تعادلی ناحیه ای را بازتاب می دهد. در لندن، تمرکزات نژادی به پیدایش در قلمرو مسکن جمعیت های گسترده (پروژه ها) یا مکان هایی تمایل دارد که در آن ها غلبه با مالکان خانه هاست به خصوص در شهرهای کوچک حومه ای (ساوتهال و ومبلی) که جمعیت آسیایی گسترده ای را در خود جای داده اند. این نواحی در کنار سطوح بالای بین المللی گرایی قرار دارند که بنیانشان با وفور پیشه وران شهری ریخته شده است. تقابلات موجود در این میان حالتی خشن دارد. پیشه ورانی با ثروت فراوان در جزیره داگز (بخشی از داکلند نزدیک به محدوده مالی شهر لندن) در رفاه زندگی می کنند، اجتماعاتی حفاظت شده در دل مستغلاتی گسترده به جامانده از دوران پس از جنگ جهانی اول که در آن ها اغلب  بنگلادشی های فقیر کارگر زندگی می کنند. این دسته اخیر در مقیاس گسترده به لندن آمدند تا ته مانده تقسیم کار بین المللی صنعت پوشاک پایانه شرقی لندن را از آن خود کنند. بر اساس گزارشی دولتی در بریتانیا، متعلق به پایان دهه 1980، زمانی که شهر لندن در موقعیت برنده مالی دنیا قرار می گرفت، بنگلادشی ها در فقر سلامت و دسترسی به آموزش به سر می بردند و به تصرف کنندگان سکونتگاه های فقیرترین جمعیت ها شبیه بودند (رودز و نابی، 1992).

اکنون با افزایش تاثیرات جهانی سازی و الگوهای فراملی مهاجرت که اغلب به دلیل ژئوپلیتیک های ناپایدار حاصل می شوند، دیگر کشورهای اروپایی به گونه ای فزاینده هر دو پدیده هجوم گروه های متنوع نژادی و قومی و به دنبال آن، تبعیض در نواحی خاص ناحیه مترو را تجربه می کنند. با وجود سه نسل الجزایری و مراکشی که در شهرهای اروپایی به دنیا آمده و پرورش یافته اند، خود را بیش از پیش حاشیه نشین و در تعریف نزدیک با مشکلات مهاجران جدید می یابند. ممنوعیت اخیر حجاب – روسری زنان مسلمان- در فرانسه، نشانی از این تنش هاست، اما اشاره ای نیز به سابقه طولانی رابطه فرانسه با کلونی های سابق آن در شمال آفریقا دارد. مشکلاتی مانند سطح بالای جرم های مرتبط با جوانان در میان مهاجران مسلمان ساکن در خانه های جمعی ناحیه خارجی تر پاریس، به طرز قابل ملاحظه ای به تجربه ایالات متحده دراین زمینه شباهت دارد، رکوردی در تبعیض نژادی که پیشتر منحصربفرد به شمار می رفت.

                                                          منابع

Cutler,D., E. Glaeser and J.Vigdor. 1997. The Rise and Decline of the American Ghetto.

National Bureau of Economic Research,Working Paper 5881, Cambridge, MA.

Daley, P. 1998. ‘Black African in Great Britain: Spatial Concentration and Segregation’

Urban Studies 35: 1703–24.

Katwala, S. 2001. ‘The Truth of Multi-Cultural Britain.’ The Observer, 25 November.

www.observer.co.uk/race/story, accessed 10 May 2003.

Massey, D. and N. Denton 1993. American Apartheid. Cambridge, MA: Harvard

University Press.

Rhodes, C. and N. Nabi, 1992. ‘Brick Lane: A Village Economy in the Shadow of the

City?’ in L. Budd and S. Whimster (eds) Global Finance and Urban Living:A Study

of Metropolitan Change. London: Routledge.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 29 اردیبهشت 1396 ساعت 07 و 59 دقیقه و 07 ثانیه
Excellent web site you have got here.. It's hard to find excellent writing like yours these days.
I truly appreciate people like you! Take care!!
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 ساعت 23 و 59 دقیقه و 55 ثانیه
Fantastic items from you, man. I have take note your stuff prior to and you're simply too fantastic.
I really like what you've acquired right here, certainly like what
you are stating and the way by which you are saying it.
You make it entertaining and you continue to take care
of to keep it smart. I can't wait to read much more from you.
That is actually a wonderful web site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :