تبلیغات
برنامه ریزی شهری Şehir planı - اقتصاد حاشیه ای
 
برنامه ریزی شهری Şehir planı
جغرافیا و برنامه ریزی شهری
دوشنبه 12 تیر 1391 :: نویسنده : امید باقری

اقتصادحاشیه ای ترکیبی است از کارگران نواحی شهری - که "نامشان در فهرست مالیات و بیمه های تامین اجتماعی نیست و دستمزد مشخصی برای آنان وجود ندارد"-، فراورده های تولیدشده در کارخانه های  بدون اتحادیه و بدون اسناد، دارایی ها و خدمات تولید ودادوستد شده در معاملات پایاپای (برای نمونه نه به صورت نقدی، بلکه به صورت جنسی) و دارایی ها و خدماتی که بدون تنظیم در خیابان ها به فروش می رسند. در برخی کشورها اقتصاد غیررسمی آنقدر گسترده است که با پول مبادله شده در بخش رسمی رقابت می کند.

به تازگی حضور اقتصاد حاشیه ای در مکان های شهری به عنوان موضوع مهمی در تحلیل حقوق خود تشخیص داده شده است. پیش از این تفکر جدید، مردم به نواحی فقیرنشین و گتوها تنها به مثابه مناطق محروم اقتصادی نگاه می کردند. اکنون ما دریافته ایم دربسیاری از موارد، ساکنان نواحی جداافتاده از فرصت های رسمی در جامعه نیز در تلاش برای کسب درآمد سهیم هستند، امری که می تواند در برخی موارد، به کسب پول قابل ملاحظه ای بینجامد. شاید، گویاترین نمونه اقتصاد غیر رسمی، تجارت مواد مخدر باشد که سالانه میلیاردها دلار درمعاملات غیرقانونی اما با سود سرشار مالی با خود به همراه دارد. دیگر نمونه های معاملات شبه قانونی را می توان شامل کسب و کار قانونی پرداخت پول به افرادی خارج از فهرست مالیات دانست، برای نمونه خدمتکاران خانگی و/یا پرستاران کودک که بیمه رسمی یا سابقه تامین اجتماعی ندارند، یا عملکرد استفاده از کارگران بدون مدارک قانونی در دیگر کسب و کارهای قانونی مانند رستوران ها یا کارخانجات.

برامد اقتصاد غیررسمی، توجهی شدید به پژوهش های شهری سازی جهان سوم است. همان طور که بازسازی جهانی در کشورهای توسعه نیافته گسترش می یابد و خدمات حرفه ای بسیار گرانقیمتی را با خود به همراه می آورد، مردم فقیر که به شهر های بزرگ کشیده شده اند، شغل هایی غیررسمی یا تصادفی مانند واکس زنی، پیک، تحویلداری و خدمتکاری خانگی می یابند، نیز می توان تقاضای فزاینده برای جذب کارگر از سوی رستوران ها یا دیگر مکان های تجاری را به آن افزود. در برخی کشورهای رو به رشد مانند مالزی، کارخانجات غیرقانونی، محصولات تقلبی مارک دار مد مانند گوچی، یا لوییس وویتون را می سازند، برخی دیگر نیز از رولکس و دیگر ساعت هایی نمونه سازی می کنند که نمونه خریداری شده آن از مجاری قانونی گران تمام خواهد شد. اغلب اوقات این شغل ها امنیت و بیمه ندارند، اما به مردم برای ترک خانه هایشان در مناطق روستایی و حرکت به شهرهای بزرگ جهان سومی انگیزه می دهند.

با آنکه شرکت کنندگان در بخش غیررسمی تحت روابط سرمایه داری تولید و مبادله رده بندی نمی شوند، اما در مقیاس ملی یا جهانی پیوندی نزدیک با اقتصاد رسمی دارند (پورتس و شوفلر، 1993). در کشورهای پیشرفته و در حال پیشرفت، بخش غیررسمی از طریق شبکه های قراردادی فرعی و زنجیره های کالا به بخش رسمی اقتصاد ملی یا جهانی پیوند خورده است. در حال حاضر، فروشندگان خیابانی، کالاایی مانند سیگار یا دیگر تولیدات مارک دار حاصل از بخش رسمی را می فروشند؛ جمع آوری کنندگان زباله و بازیافت کنندگان از طریق زیرساختی که نخاله ها را به فروش می رساند، با اقتصاد رسمی مربوط هستند؛ و خودفروشی غیرقانونی اغلب یکی از چهره های برتر اقتصاد گردشگری به شمار می رود. شرکت های متعلق به بخش رسمی در تمام دنیا با استفاده از کارگران خانگی، بیگاری دهندگان و سایرین در بخش غیر رسمی که از مزایا یا تامین شغل رسمی محروم هستند، هزینه ها را کاهش می دهند.

مشغول شدن در بخش غیررسمی نوعی استراتژی بقاء از سوی فقیران شهر است که در پاسخ به عدم ایجاد کافی کار انجام می شود. در این مسیر، چه درباره کشورهای پیشرفته بحث کنیم و چه درباره کشورهای غیرپیشرفته، بخش غیررسمی "گریزگاهی از فقر" به شمار می رود (پورتس و زاسن- کوب، 1987:36). این امر غیرقابل انکار است که بسیاری از شرکت کنندگان در بخش غیررسمی اقتصاد شهری، در وضعیت اقتصادی حاشیه ای به سر می برند. با اینهمه مانند مورد کارگران خارج از فهرست بیمه و مالیات یا کارخانجات غیرقانونی، اقتصاد غیررسمی بسیار بیش از سازوکاری تنها برای بقای فقیران می نماید. کارگشایان این بخش به قدر کافی سازگار و انعطاف پذیر هستند که بتوانند با کسب و کارهایی روبرو شوند که می تواند در اندازه و مقیاسی قابل توجه رشد کند. در کل، اقتصاد غیررسمی به چند دلیل، مهم ترین جزء – به فرض تنها جزء شبه قانونی- اقتصادهای ملی است: این بخش دارایی و خدمات را با قیمت پایین فراهم می کند، نقش مخزن جمعیت ذخیره صنعتی را ایفا می کند که دستمزدها را برای بخش رسمی اقتصاد شهری پایین نگه می دارد، و سرانجام بخش غیررسمی، مهاجران و ساکنان بومی شهری را از راه مجراهای تحرک اجتماعی و فرصت هایی برای انباشت ثروت مهیا می کند. در نتیجه ارتباط ساده ای نه میان کار در بخش غیررسمی و فقر و نه میان حضور چنین بخشی با ثروت نسبی یا سطح پیشرفتگی کشور وجود ندارد. کارکردهای زیادی از طریق این بخش در جامعه صورت می گیرد، بخشی که همه جا حضور دارد. با اینهمه ما بیش از همه می توانیم ادعا کنیم اقتصاد غیررسمی در شهر های بزرگ واقع شده و بنابراین یک پدیده "شهری" است، گواینکه منحصرا این طور نیست.

برآورد کردن میزان دقیق اقتصاد بخش غیررسمی کار مشکلی است چه طبیعت این بخش، گریزان است. با اینهمه توافقی عمومی وجود دارد مبنی براینکه بخش غیر رسمی، به خصوص در کشورهای توسعه نیافته، سهم فزاینده ای از فعالیت های اقتصادی را بر دوش دارد. اختلاف زیادی میان سطح استخدام غیررسمی در نواحی مختلف وجود دارد. این رقم بین بیش از 50% نیروی کار در نواحی شهری زیر صحرای آفریقا تا 30% در آمریکای لاتین و کاراییب تغییر می کند. در نواحی زیر صحرای آفریقا، استخدام بخش غیررسمی سهمی معادل 17% کل استخدام جنوب آفریقا و بیش از 80% استخدام در زامبیا را تشکیل می دهد (ILO 2002:241).

مطالعه ای روی نه شهر مختلف در کشورهای در حال توسعه نشان می دهد دست کم 40% نیروی کار در این بخش اقتصاد مشغول بوده است. در کشورهای توسعه یافته این ارقام پایین ترند، اما در بسیاری از موارد وضعیت، تقریبا این طور نیست. بر اساس پژوهش بانک جهانی در سال 2002، نسبت کارگران این بخش 30% و بهره وری آنان با کارگران اقتصاد رسمی قابل قیاس بود. وانگهی، همین پژوهش در کشورهای پیشرفته اروپایی نشان داد کشورهای دارای بیشترین تنظیمات کاری و بالاترین مالیات ها دارای بیشترین کارگران غیررسمی نیز بودند. حتی در اقتصادهای پیشرفته نیز برآوردهای وسیعی مربوط به ابعاد تقریبی اقتصاد غیررسمی وجود دارد. اقتصاد غیر رسمی بین 5 تا 10% درآمد ملی بریتانیا و ایالات متحده گرفته تا 30% درآمد ملی ایتالیا و 50% روسیه را تشکیل می دهد (د اکونومیست، 2004). گوردون و زاسن با استفاده از بانک اطلاعات استخدام و جمعیت اظهار می کنند اقتصاد غیررسمی لندن نسبت به نیویورک، سهم بسیار کمتری دارد (گوردون و زاسن، 1992). با اینهمه با وجود اینکه لندن یک شهر جهانی، پایتخت، مامن پرداخت دستمزد، مرکز مالی و تجاری و یک ناحیه تولیدی است، انسان انتظار رقمی بسیار بالاتر {در بخش غیررسمی} را در آن دارد (هبرت،  1998).

سقوط کمونیسم در اروپای مرکزی و شرقی و ورود بسیاری از این کشورها به اتحادیه اروپا در طول سقوط ژئوپلیتیک بالکان، خاور میانه و آفریقا، همگی دست به دست هم دادند تا نوعی هجوم بی سابقه مهاجران قانونی و غیرقانونی به بریتانیا و دیگر کشورهای اروپای غربی مانند ایتالیا، آلمان، فرانسه و اسپانیا را به وجود آورند. بسیاری از این مهاجران سرانجام به کار در اقتصاد غیررسمی روی آوردند. در بریتانیا پناهندگان به تمرکزیافتن در لندن و جنوب شرقی بریتانیا تمایل دارند. در واقع پژوهش جدیدتر گوردون افزایش استخدام در بخش خدمات در اقتصاد لندن را نشان می دهد. (باک و همکاران، 2003) تقاضای کار در بخش رسمی، تقاضایی گسترده تر برای استخدام کارگر ارزان و اغلب غیرقانونی را در پی دارد، آنچه ستون های این بخش را تشکیل می دهد. وانگهی، در بسیاری از شهرهای اروپا، جهش در ساخت و ساز طی چند دهه اخیر به گونه ای شدید رخ نمود. ساخت و ساز همواره بخشی متکی به استخدام غیر رسمی است و به خصوص به استفاده از کارگران مهاجر تمایل دارد. به این ترتیب مهاجران و پناهندگان غیرقانونی پیوسته در بخش کشاورزی مشغول بودند. بنابراین برآوردهای کارگرهای "خارج از فهرست مالیات" در اروپای غربی پایین به نظر می رسد.

در کشورهای در حال پیشرفت، بخش غیررسمی معمولا یک منبع بزرگ تر استخدام برای زنان است تا مردان. مطالعات نشان می دهند اغلب زنان فعال اقتصادی در کشورهای در حال پیشرفت در بخش غیررسمی مشغول هستند. آمارهای رسمی به دست کم گرفتن میزان نیروی کار زن در بخش غیررسمی گرایش دارند، زیرا بسیاری از کارهایی که در ازای آن ها به زنان دستمزد پرداخت می شود – به جز خانه داری که دستمزدی ندارد- دیده نمی شوند و بنابراین در آمارهای رسمی جایی ندارند. به این ترتیب بخش غیررسمی شماری از کودکان کارگر را نیز جذب می کند. شمار این کودکان بین سنین 5 تا 14 سال که در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند، دست کم 250 میلیون براورد شده است (یونیسف، 2001). بیشتر آن ها در بخش غیررسمی به بیگاری مشغولند و به کار در مزرعه، تولیدی پوشاک، خدمتکاری اعیان یا خیابان ها می پردازند. آنان در جریان آسیب استثمار و سوء استفاده قرار دارند. استثمار کودکان تحت این شرایط کار دردناک در شهرهای پرجمعیت به دغدغه ای جهانی تبدیل شده است. به خصوص کودکان خیابانی که درخیابان کار و زندگی می کنند، گویاترین بازنمایی فقر شهری به شمار می روند.

تکثیر بخش غیررسمی در بیشتر شهرها به ذخیره بیش از اندازه کار نسبت داده می شود که توسط عوامل زیر ایجاد می شود: مهاجرت از روستا به شهر، تعدیلات مفرط اقتصادی، دگرگونی ساختاری اقتصاد شامل تغییرات سازمانی تولید (پورتز و شوفلر، 1993). برای نمونه در ایالات متحده روند بازسازی اقتصادی در پی افزایش رقابت جهانی با رشد بخش غیررسمی به خصوص در شهرهای بزرگ همراه شد. برچیده شدن دولت رفاه، خصوصی شدن شرکت های دولتی، و افول قدرت کار سازمانی، شرایط تسهیل دگرگونی بازار کار و عملکردهای کاری در ایالات متحده، بریتانیا و دیگر کشورهای اروپایی را به وجود آوردند. پژوهشگران این پدیده جهان شمول ادعا می کنند انگیزه های استفاده از کارگران غیرقانونی و کار تنظیم نشده در شهرهای سراسر دنیا کاملا جذاب باقی مانده است. انگیزه های فوق اغلب، کارگران سیار، مهاجران جدید و جمعیت در حاشیه را به بیگاری مفرط مادام العمر محکوم می کنند، بیگاری هایی از قبیل خدمتکاری اعیان با دستمزد پایین در ازای خدمات شخصی، نظافت و بچه داری توسط خدمتکاران فقیر. در بیشتر شهرهای اروپا، این خدمتکاران فقیر با داشتن خانواده های تک سرپرست، قومیت، مسکن غیراستاندارد یا زیر حد متوسط و فرصت های محدود تحصیل مشخص می شوند. به این ترتیب، کارگران فقیر در نوعی فرهنگ دین به بخش غیررسمی گرفتار می شوند که در آن، قرض دهندگان بی دقت و بی وسواس، با سودهای گزاف، وام هایی را در اختیار آنان می گذارند که آنان تمکن تهیه آن را ندارند. لرد مایر، لرد مشهور سابق لندن، دیک ویتینگتن، به لندن آمد تا در شهر "سنگفرش شده از طلا" ثروتی به هم بزند. در طی قرن ها بسیاری قدم جای قدم های او گذاشتند تا سرانجام خود را زندانی فرصت های بخش غیررسمی بیابند، اما هیچ راهی برای شکستن زنجیر این زندان وجود نداشت. محدودیت های فوق شامل استثمار گروه های تبهکار نیز می شد که اغلب از اجتماعات خود آنان برمی خاست.

یکی از راه های اقتصاد غیررسمی که در سطح زندگی روزمره سازمان یافته، توسط خانواده مهیا می شود. این بخش بیش از اینکه شامل بخشی از افراد باشد، زمانی بهتر درک می شود که به صورت خانواده هایی در نظر گرفته شود که با هم کار می کنند تا منابع خود را در محیطی پرمحدودیت به اشتراک با یکدیگر بگذارند. در کشور های در حال توسعه، محدودیت های فوق که بر مردم اعمال می شود، می تواند نتیجه تعدیل کار و مهاجرت یا تبعیض نژادی باشد، درحالیکه در بخش در حال توسعه دنیا، مهاجران روستا به شهر با تکلیف به دست آوردن منابع کافی برای ادامه انتقال خود روبرو هستند که باید از پس آن برایند. در هر حال، این "استراتژی های رام کردنی خانگی" در زندگی شهری، پدیده ای معنادار هستند. به این ترتیب مطالعه بر خانواده بیش از افراد، به پژوهشگران تصویری بهتر ارائه می دهد مبنی براینکه مردم چطور با این شانس های محدود زندگی خود کنار می آیند. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره استراتژی های رام کردنی خانگی به مدخل نابرابری و فقر نگاه کنید.

                   مشکل اجتماعی یک اقتصاد زیرزمینی

اقتصاد غیررسمی می تواند شامل فعالیت هایی باشد که نه تنها به دلیل عدم ثبت کارگران یا استفاده از کارگرانی که نامشان در فهرست مالیات نیست، غیرقانونی هستند، بلکه همچنین می تواند شامل فعالیت های تبهکارانه در حق آنان نیز باشد. فعالیت های غیرقانونی در اقتصاد غیررسمی شامل معاملات مواد مخدر، قاچاق انسان، پول شویی، قمار و خودفروشی می شود. به این دلیل حضور یک بخش زیرزمینی می تواند به وجود آورنده یک مشکل جدی اجتماعی شود که سلامت جامعه بزرگ تر را به خطر می اندازد. زمانی که کارهای تبهکارانه در جایی حضور دارند، تاثیر آن ها گسترده بوده و برای دیگران نیز ایجاد مزاحمت می کند. از این رو جوامع با شماری از انگیزش های قوی برای کنترل و حتی دخالت در اقتصاد غیررسمی روبرو هستند. درست در همین زمان، به این دلیل که صنایع خدماتی و ساخت و ساز به شدت به کار مهاجران قانونی و غیرقانونی وابسته اند تا شکاف دستمزد پایین را پر کنند، اقتصادغیررسمی در کشورهای پیشرفته اروپای غربی و ایالات متحده رونق می گیرد.

Buck,N., I. Gordon, P. Hall, M. Harloe, and M. Kelinma 2002.Working Capital: Life and

Labour in Contemporary London. London: Routledge.

Gordon, I. and S. Sassen, 1992. ‘Restructuring the urban labour markets’ in S. Fainstein,

I. Gordon, and M. Harloe (eds) Divide Cities: New York and London in the

Contemporary World. Oxford: Blackwell.

Hebbert, M. 1998. London. Chichester: John Wiley.

International Labour Office (ILO). 2002. Key Indicators of the Labour Market

2001–2002. New York: Routledge.

Portes,A. and S. Sassen-Koob 1987. ‘Making it Underground: Comparative Material on

the Informal Sector in Western Market Economies’ American Journal of Sociology,

93: 30–61.

Portes, A. and R. Schauffler 1993. ‘Competing Perspectives on the Latin American

Informal Sector’ Population and Development Review, 19 (1): 33–60.

United Nations Children’s Fund UNICEF. 2001. Beyond Child Labour, Affirming Rights.

New York: UNICEF.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :