تبلیغات
برنامه ریزی شهری Şehir planı - ابر شهر شدن و شهر اولیه
 
برنامه ریزی شهری Şehir planı
جغرافیا و برنامه ریزی شهری
دوشنبه 3 مهر 1391 :: نویسنده : امید باقری

 

مارک گوتدینر، لسلی باد ترجمه شایسته مدنی
urbanization.jpg

جوامع پیشرفته صنعتی مانند جوامع اروپایی و ایالات متحده در طی برهه ای طولانی شهری شدند. نواحی کشاورزی تحت چنین شرایطی نسبتا با ثبات باقی ماندند و توسعه شهری به همراه آرامشی حساب شده رخ داد. در حالی که تمامی این جوامع دارای شهرهایی بزرگ هستند، اما نوعی سلسله مراتب بر آن ها حاکم است که از نوعی رشد متعادل در امر شهری سازی حکایت می کند. این امر به آن معناست که جمعیت  مکان های شهری شده از شهرهای کوچک تا مکان های متوسط، از نظر اندازه، و سرانجام شمار اندکی از نواحی شهری کلان را به نمایش می گذارند. دراین نوع شهری سازی متعادل، چندین مزیت وجود دارد، مزایایی شامل دسترسی به بسیاری از مکان های جایگزین به منظور کسب و کار و سکونت، قابلیت اداره بیشتر ادارات شهری و استحکام تطبیقی اقتصاد در آمیزه ای از بخش های خود از قبیل کشاورزی.

در مقابل، الگو و روند رشد شهری در بسیاری از کشورهای در حال توسعه با ابرشهری شدن مشخص می شود که در آنجا تمامی آثار منفی رشد شهری تجربه شده در کشورهای پیشرفته چندین برابر می شود. ابرشهری شدن یک روند اجتماعی- فضایی است که شامل تمرکز افراطی جمعیت در نواحی شهری می شود بی آنکه قابلیت تدارک خدمات اساسی و زیرساخت های مسکونی برای ساکنان شهر وجود داشته باشد. در شهر های ابرشهری شده کمبود شغل، تسهیلات آموزشی و سلامتی و دیگر منابع لازم برای حمایت از جمعیت شهری در حال رشد وجود دارد (برادشاو و شافر، 2000). بنا به گزارش بانک جهانی:

" بیشتر مردم به نواحی شهری مهاجرت کرده اند تا اینکه جذب آن ها شده باشند و به رغم سرمایه گذاری گسترده در زیرساخت شهری، نتیجه کار، کششی شدید به سمت خدمات شهری و بازار کار بود. در بیشتر کشورهای در حال پیشرفت، این کشش در سیستم های شهری به شدت دوگانه گرا بازتاب یافته است، جایی که جزایر دارای "مدرنیته" با عایدی بالا در کنار حلبی آبادها و محله های پستیافت می شوند. دوام زیست گاه های جدید حومه شهری مناسب تشخیص داده نشد و مدیریت و سرمایه گذاری شهری، توجه لازم را دریافت نکردند. درنتیجه، کار چندانی برای پرداختن به بی تناسبی مخوف خدمات اساسی مانند بهسازی این زیست گاه ها یا برای کمک به بخش گسترده اقتصاد شهری انجام نشد، اقتصادی که بر مقیاس کوچک و فعالیت هایی به منظور تولید غیر رسمی استوار است که در سطوح پایین محصول دهی عمل می کند." (1991)

ابرشهری شدن اغلب با حضور شهرهای اولیه ثابت می شود. در برخی کشورها نواحی روستایی وسیع و یکی دو ناحیه شهری گسترده وجود دارد، در حالی که شهر های متوسط و کوچک تر کاملا محروم هستند. در اغلب موارد مانند تایلند، تنها یک شهر اولیه مانند بانکوک وجود دارد. این الگو در برابر ویژگی های شهری سازی متعادل متعلق به جوامع پیشرفته صنعتی قرار می گیرد. حضور شهرهای اولیه یا تقدم شهری نوعی "نبود یکپارچگی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در هر یک از سیستم های شهری را نمایان می سازد" (کازاردا و کرن شاو، 1991:1). به نظر می رسد نبود توزیعات متناسب با اندازه شهر نمایانگر نشانه ای از عدم توسعه یافتگی یا توسعه ناهماهنگ است. منابع و ارزش های کشور مانند قدرت، ثروت، نهادها و فرصت های اجتماعی به گونه ای فزاینده در این شهرهای اولیه متمرکز شده اند. این امر نوعی چرخه معیوب ایجاد می کند. این شهرها به عنوان تنها محل فرصت های شهری، به کشانیدن فزاینده مردم به سمت خود و در پی آن، جلوگیری از رشد دیگر شهرهای کوچک تر ادامه می دهند.

مشکلات شهری مربوط به ابرشهری شدن در سال های اخیر به مرز هشدار رسیده و به طرز فزاینده ای جدی شده اند. ازدحام در شهرهای اولیه مشکل رایجی است که منابع و قابلیت مکان ها برای تدارک بهسازی مناسب و خدمات اجتماعی بنیادین را فرسوده می کند. ابرشهری شدن، تخصیصات منابع تولید از جمله کار را تحریف می کند. شغل های منظم تمام وقت سالیانه نسبتا نادر می شوند، و حال آنکه در شهرهای ابر شهری شده، حمایتی انبوه از کار وجود دارد. با توجه به تداوم محدود اقتصادی در کشورهای در حال پیشرفت، بعید نیست ایجاد شغل بسیار آرام انجام شود و نرخ بیکاری بسیار بالا باشد. افزون بر ذخیره فراوان کار که سبب فرسایش تمامی دستمزدها می شود، بیکاری نیز مشکل دیگری در شهرهای جهان سوم است، انواع بیکاری را می توان به بیکاری موقت، سببی یا فصلی برشمرد. کار نیمه وقت می تواند حتی میزان کامل بیکاری و بحران توسعه را در خود پنهان کند. دیگر جنبه ابرشهری شدن کمبود نمایان در تدارک زیرساخت های شهری و کالاهای مصرف جمعی مانند مسکن، آموزش و مراقبت های درمانی است. فقیران شهر بدون قدرت اقتصادی و سیاسی، از نظر فضایی در محروم ترین نواحی متمرکز می شوند، جایی که از سوی مقامات محلی و ملی در امر تدارک خدمات اساسی مورد غفلت قرار می گیرد. (برای دیدن بحث های بیشتر به مدخل های نابرابری و فقر؛ محله های پستو حلبی آبادها نگاه کنید.)

در بسیاری از موارد، الگوی ابرشهری شدن و ایجاد شهرهای اولیه، نتیجه گذشته ای استعماری است. زمانی که کشورها مستعمره بودند، زیرساختی شهری تنها در برخی مکان ها ایجاد شد حال آنکه درون این مکان ها تنها به خاطر منابع طبیعی آن به دست استثمار سپرده شد. در طول زمان، شهر اولیه فوق به آهن ربایی تبدیل شد که شمار زیادی از مردم را به درون و حومه خود کشید به این امید که شاید ثروتی به هم بزنند. به رغم رهایی از رژیم های استعمارگر، ابرشهری شدن به مثابه روندی باقی ماند و تا امروز ادامه دارد.

چشم انداز آینده این نواحی گسترده خوب نیست. اکنون تقریبا نیمی از جمعیت جهان، شهری بوده و تا سال 2015 اغلب آنان، بیش از 5 میلیارد نفر، در زیست گاه های شهری زندگی خواهند کرد. بیشتر رشد جمعیت در شهرها در کشورهای در حال توسعه رخ داده است. در حال حاضر در کشورهای در حال پیشرفت سالانه تقریبا 55 میلیون نفر به جمعیت شهری افزوده می شود. از سال 1970 شمار شهرهای "میلیونی" (شهرهایی که جمعیت آن ها بین 1 تا 10 میلیون نفر است) در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین بیش از دوبرابر شده است. حرکت انبوه مردم به شهرهای اولیه که پیشتر آغاز شده به رغم سختی های موجود به دلیل فقر و مانند آن، متوقف نمی شود. حالا ابرشهری شدن در کشورهای در حال پیشرفت حتی در نبود رشد اقتصادی (broad-based) نیز انجام می گیرد. کشورهایی که از همه کمتر توسعه یافته اند در حال تجربه بالاترین نرخ های رشد شهری هستند: آفریقا در دنیا از این نظر با رقم 4% در سال در رتبه نخست قرار دارد (بانک جهانی، 1991).

تشدید این مشکل، راهی است که اکنون بسیاری از شهرهای اولیه جهان سومی در پیش می گیرند تا به اقتصاد جهانی وارد شوند. این شهرها به رغم مشکلات شدید، تقریبا به عنوان تنها مکان هایی به شمار می روند که کار ارزان در آن ها وجود دارد. همان طور که پیشتر اشاره شد، ذخیره بیش از اندازه کارگر حریص در این شهرها، دستمزدها را پایین نگه می دارد. فلاکت و زندگی خانوادگی از هم گسیخته در نزاع برای یافتن کار به صورت کالایی درآمده اند تا پس از آن توسط کمپانی های تولید کالای ارزان قیمت برای صادرات جهانی استثمار شوند. طبق گزارش بانک جهانی:

"در شهرها سطوح بالای نابرابری، فقر، بیکاری و کار نیمه وقت شهری به بیان رفاه اجتماعی، ناکارآمد هستند، اما همین موارد برای پاسخ به نیازهای صنعتگران محلی و بین المللی که در جستجوی نیروی کار نسبتا ارزان هستند، بسیار کارآمد هستند." (1991)

برای دریافت اطلاعات بیشتر به مدخل های جهانی سازی؛ نابرابری و فقر؛ محله های پستو حلبی آبادها نگاه کنید.

                                                منابع

Bradshaw,Y. and M. Schafer 2000. ‘Urbanization and Development: The Emergence of

International Nongovernmental Organizations amid Declining States’ Sociological

Perspectives, 43: 97–116.

Kasarda, J. and E. Crenshaw 1991. ‘Third World Urbanization: Dimensions, Theories

and Determinants’ Annual Review of Sociology, 17: 467–501.

World Bank, 1991. Urban Policy and Economic Development. Quoted in ‘Urbanization

and Development in Africa’ (1999) Bergen, Norway: Chr. Michelsen Institute

publication





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :