تبلیغات
برنامه ریزی شهری Şehir planı - ساختاراقتصادی و اجتماعی ایران در دوره صفویه 1
 
برنامه ریزی شهری Şehir planı
جغرافیا و برنامه ریزی شهری

جان فوران بحث درباره ساختار اقتصادی عصرصفوی را با پرداختن به میزان جمعیت ایران در آن دوران شروع  و به طور تقریبی برآورد کرده است که جمعیت ایران در سده هفدهم ( 979 تا 1079ش ) بین 5 و 6 تا 10 میلیون نفر ، یعنی معادل جمعیت کشور در سال 1900م / 1279ش بوده است. در ادامه افزوده  است که این 6 تا 10 میلیون نفر در سه بخش به هم مرتبط اقتصادی یعنی قبایل شبانکاره ، دهقانان و روستاییان و پیشه وران شهری توزیع شده بودند. براساس برآوردهای آماری وی بیشترین جمعیت ایران در عصر صفوی یعنی در حدود 3 میلیون نفر به صورت قبیله ای زندگی می کرده اند که شامل شبانکارگان و بیابانگردان می شدند. این قبایل ازگروه های کوچک وبزرگی تشکیل می شدند که گاه در راس همه آنها یک ایل ( کنفدراسیون ) مرکب از چند قبیله قرار می گرفت. به بزرگترین واحد نیز اویماق گفته می شد که گروه سیالی از حامیان نظامی قبیله ای را به خود اختصاص داده ، در چارچوب دولت صفوی از شان و منزلت و نفوذ درخوری برخوردار بوده است . مهمترین هدف شبانکارگان و بیابانگردان عصر صفوی ( چه به صورت یکجانشین و چه به صورت کوچ نشینی ـ ییلاقی و قشلاقی ) تامین نیازهای اساسی از راه چراندن رمه ، اشتغال به صنایع دستی و در مواردی پرداختن به امور کشاورزی بوده است. آنان از این راه مهمترین اقلام مورد نیاز خود اعم از غذا ( گوشت ، پنیر ، ماست و شیر) ، پوشاک ( پشم و پوست ) ، سوخت ( تاپاله ) و وسایل حمل و نقل ( اسب ، شتر ، گاونر و الاغ ) شان را فراهم می کردند.چراگاه ها و مراتعی که در اختیار داشتند در اقتصاد خانواری و دولتی عصر صفوی نقش عمده ای را به آنان بخشیده بود. به همین سبب می توان گفت که موقعیت جغرافیایی آنان در این نقش موثر ومهم بوده ،  فراوانی بالایی را بدیشان بخشیده است. به طوری که همین امر بر اقتصاد سیاسی آنان سایه افکنده بود و در عرصه های حکومتی و اداری نقش تعیین کننده ای را از آن ایشان کرده بود.
 بخش دهقانی هم در حدود 45 تا 55 درسد از کل جمعیت ایران در عصر صفوی را به خود اختصاص داده بود. جان فوران تعدادشان را بین 2700000 تا 5 میلیون نفر برآورد کرده است. این بخش بیشتر به زمین وابسته بوده است که با انجام فعالیتهای کشاورزی به اقتصاد جامعه و دولت کمک می کردند. زمینها عموما به چهار نوع تقسیم می شدند: زمینها ( خاصه یا خالصه ) ی متعلق به شاه ، زمینهای دولتی ، زمینهای موقوفه و نهایتا زمینهای شخصی که هرکدام ازآنها به تربیب ، نسبت به ردیف بعدی حجم بیشتری از املاک کل مملکت صفوی را از آن خود کرده بودند. همچنان که دریافته می شود در این بخش نیز اقتصاد محتاج به زمین و به عبارتی بهتر و ملموستر ، وامدارو وابسته به نمایه جغرافیایی بوده است. تنها در بخش شهری که براساس برآورد جان فوران ، حدود 15 درصد از کل جمعیت 6 تا 10 میلیون نفری ایران را در دوره مورد بحث تشکیل می داده است تا اندازه به صنعت یا پیشه هایی اشتغال داشته است که  به نوعی فارغ از نیاز به زمین بوده اند. هر چند این بخش از ساختار اقتصادی هم در تامین منابع پولی جامعه صفویه نقش عمده ای بر عهده داشته اند و با اشتغال در حرفه ها و امور مختلفی که بیشتر در زمینه های صنعتی ، تولیدی ، خدماتی و صنفی خلاصه می شوند به رفع احتیاجات عصر خویش یاری می رساندند.
ساختار اجتماعی دوران صفوی به شکل هرمی بوده که شاه در راس آن و مردم عادی که شامل دهقانان، صنعتگران، دکانداران و تجار کوچک بودند در قاعده هرم قرار می گرفتند. مابین این دوطبقه اشراف لشکری و کشوری و گروهی از مقامات روحانی در سطوح مختلف بودند. اقشار مردم دارای اصناف و انجمن های اجتماعی و مذهبی بودند به طوریکه در هر شهر با اهمیتی، کسبه، بازرگانان، کارگران و سایر گروها نماینده ای برای خود داشتند.ویژگی ای  جامعه ای صفوی تلاش برای ایجاد پیوند میان جامعه ایرانی و ترکمن قزلباش و اتحاد میان علما و بازاریان بود. مقامات روحانی اداره املاک بسیاری را بر عهده داشتند که یا از طریق وقف و یا بخششهای افراد برای امور مذهبی، تحت اختیارشان بود. پایه های اقتصاد داخلی را گله داری و کشاورزی تشکیل می داد. ترکمنان گله دار و ایرانیان دهقان و کشاورز بودندبدین طریق دو گانگی ای که میان رده های بالای حکومت وجود داشت در بین مردم نیز به چشم می خورد.از دیگر منابع اقتصاد داخلی کارگاه های سلطنتی بودند که بالغ بر پانصد هنرمند و صنعتگر را در رشته های مختلف گرد هم آورده بودند.در این زمان به دلیل احداث راههای بین شهری و کاروانسراها و بازارهای گوناگون درشهرها تجارت داخلی رونق فراوانی پیدا کرده بود و کسبه  بازرگان از رفاه نسبی برخوردار شده بودند.اما بزرگترین منبع درآمدی این دوره را باید تجارت ابریشم دانست که در انحصار بازرگانان ارمنی قرار داشت. با تسهیل داد و ستد بین المللی و ثبات ایجاد شده در بنادر جنوب کشور، تجارت با کشورهای شرق و غرب شدت گرفت و ایران با صادرات ابریشم، قالی،ظروف چینی و... توانست اقتصاد خود را شکوفا سازد.

راه ابریشم و نقش آن در نهضت بازرگانی عصرصفویه
 گویا دولت هخامنشیان نخستین حکومتی بود که به اهمیت راه ابریشم و لزوم گسترش آن پی برد و در راه گسترش آن کوشید. «قدیم ترین راه بزرگ ایران، جادة شاهی بود که از بابل شروع می شود و با گذر از تنگنای زاگرس به کرمانشاهان واکباتان (همدان) می رسید؛ از آنجا که به ری می رفت و در امتداد جنوب البرز به باکتریا (بلخ) می انجامید. این راه از روزگاران کهن، اصلی ترین راه پیوند شرق و غرب بود. بدین ترتیب، راه ابریشم، راه نوبنیاد، بلکه همان مسیر قدیم است که در گذر روزگاران از آسیای مرکزی به چین پیوسته و سرازیر شدن کاروانهای ابریشم، این نام را بر آن نهاده است.» ابریشم کالایی بود که مهمترین منبع نقدینگی برای دولت ایران محسوب می شد . از طرفی مهاجرت اجباری سه هزار خانواده ارمنی از جلفا به اصفهان ( 1021 ه . ) ارزش صادرات ابریشم را افزایش داد و این امر برای دولت بسیار مغتنم بود ، تولید سالیانه ابریشم را یک میلیون و 672 هزار پوند گزارش داده اند که 1/3 این تولید به عنوان عوارض شاهی روانه دربار می شد.
در دورة صفویان، همزمان با حکومت خاندان مینگ (1628- 1368 م) در چین و ایجاد یک دورة آرامش دویست و پنجاه ساله، روابط تجاری ایران و چین از سرگرفته شد. بازرگانان عصر صفوی راههای دریایی را در اختیار داشته و به تجارت کالاهایی چون ابریشم و ادویه می پرداختند. شاه عباس اول به خوبی دریافته بود که تجارت هیچ کالایی به اندازة ابریشم برای ایران سود آور نیست. سیاست اقتصادی این دوره، کاهش واردات و افزایش صادرات بود. شاه عباس نسبت به بازرگانان ونیزی که در کار تجارت ابریشم کوشش بسیار نموده بودند، توجه ویژه ای داشت. «ارامنه بهترین بازرگانان ابریشم محسوب می شدند. در عین حال، گرجیهای ساکن مازندران، بهترین پرورش دهندگان کرم ابریشم بودند.».
نهضت بازرگانى که با ایجاد قدرت متمرکز صفوى آغاز شده بود، یکى از دو رکن و سلسله جنبان روابط ایران با اَنیران(  بیگانگان )  گردید. بعد از دوران شاه اسماعیل آوازه توانایى ایران، همه اروپا را فرا گرفت و آمد و شد مردم آن دیار به ایران، چه به قصد بازرگانى و تجارت و چه به آهنگ کارسازى و رایزنیهاى سیاسى فزونى یافت. سفر آنتونى جنکین سُن nosniK neS ynohtnA انگلیسى براى پى ریزى رابطه بازرگانى میان انگلستان و ایران از راه دریاى مازندران، از جمله قدیمى‏ترین سفرهایى از این قبیل است که پس از مرگ شاه اسماعیل اتفاق افتاد. این گونه سفرهاى تجارى سوداگران که در برابر متاعهاى خارجى، کالاهاى ایرانى را به کشورهاى دیگر مى‏بردند تا پایان عهد صفوى بسیار متداول بود. پیداست که مرکز تجارت خارجى پس از آن که قزوین به عهد شاه طهماسب تختگاه ایران شد، بدآن شهر انتقال یافت، اما تبریز همچنان اهمیت و مقام خود را در تجارت و حمل و نقل کالاها حفظ کرد. هنگامى که در زمان سلطنت شاه عباس بزرگ نوبت پایتختى به اصفهان رسید، این شهر مرکزیت تجارى فراوان یافت و محل استقرار بسیارى از نمایندگان و فرستادگان شرکتهاى بزرگ مانند کمپانى هند شرقى هلند و انگلیس و فرانسه و نظایر آنها گردید. ذکر اهمیت هیچ یک از این مراکز بازرگانی ، نباید مار از بیان ارزش بازرگانی خلیج فارس و بندهای آن غافل سازد.
مهم ترین خریداران ابریشم ایران، در درجة نخست، هلند و ونیز و پس از آن انگلیس، روسیه، اسپانیا، فرانسه، مجارستان و لهستان بودند. به دنبال اخراج پرتغالیان از خلیج فارس و جایگزینی هلندیان و استقرار شعبه های کمپانی هند شرقی هلند، شاه عباس در سال 1625م با فرستادن سفیر خود، معاهده ای با این دولت برای خرید و فروش ابریشم به امضاء رساند و موسی بیک با صد عدل ابریشم به هزینة شاه عباس با هلندیان ارتباط برقرار نمود. تا زمان شاه صفی روابط بازرگانی ایران و هلند ادامه یافت و سرانجام محدودیتهای تجارت ابریشم و داد و ستد با عثمانی لغو شد. در زمان شاه عباس دوم نیز مسئلة کنترل تجارت ابریشم از سوی شاه مطرح شد.
با سقوط کنستانتیوپل به دست عثمانی در 1435 م. راه ابریشم بسته شد. مرزهای غربی چین زیر فرمان دودمان مینگ هم پس از مغولها به دلیل آنکه خود را پشت دیوار «اژدهای سنگی بزرگ و یا دیوار چین» محصور نموده بود، بسته شدند و تماسهای اصلی آن با جهان خارج از راه دریا صورت می گرفت و بدین ترتیب راه ابریشم که راه اصلی ارتباط چین و ایران و شرق و غرب بود، از رونق افتاد... و شهرهای بزرگ کاروان روِ شرق مدیترانه و شهرهای واحه ای، رها شده و اهمیت خود را از دست دادند.
  دوره صفویه دوره بالندگی اقتصاد پولی و تجارت بود. ساخت پلها و کاروانسراها بر سر راههای اصلی ، زیرساختی را پدید آورد که برای بالندگی تجارت بسیار ضروری بود قرار دادن راهداران در نقاط کلیدی مملکت علاوه بر حصول درآمدهای مفید به صورت عوارض ، سلامت و امنیت راه را برای کاروانهای بازرگانی که از ممالک مجاور وارد می شدند به ارمغان می آورد . سیاست انحصار درباری تجارت ابریشم در زمان شاه عباس اول اگر چه روح تجارت پیشگی بازرگانان ایرانی را کاهش داد اما سرمایه داری دولتی را افزایش داد . دولت صفویه برای اداره کشور و تامین هزینه های نظامی کشور و احداث سدها و مرمت جاده ها و بسیاری از هزینه ها به منابع مالی زیادی نیاز داشت. مهمترین منبع درآمد دولت صفویه مالیات هابود. سیستم مالیاتی این دولت تا زوال این سلسله تغییر چندانی نکرد. در این دوره از دامداران و صاحبان احشام نیز مالیات و عوارض گرفته می شد. در دوره ی آق قویونلوها یعنی قبل از به حکومت رسیدن صفویان اصلاحاتی در مالیات ها صورت گرفت ، که بر اثر آن مالیات محصولات کشاورزی از 14 تا 20 درصد محصول تولید شده را در بر می گرفت. میزان مالیات ها در دوره ی صفویه تقریبا ثابت ماند. و فقط مالیات ابریشم و پنبه در دوره ی عباس اول به یک سوم محصول تقلیل یافت. اما علی رغم تعدد مالیات ها در عصر صفوی معافیت هایی نیز وجود داشت که مشهورترین آن ها سیورغال بود. سیورغال معافیتی دائم بود که بر اساس ان صاحب سیورغال هیچ گونه مالیاتی به دولت مرکزی نمی پرداخت و فقط موظف بود تعداد معینی سپاهی برای شرکت در جنگ ها آماده کند. حال جای آن است که به تعدادی از نقاط جغرافیایی ایران بپردازیم که هر کدام از آنها در اقتصاد حکومت اداری و سلطنتی صفویان نقش عمده ای را برعهده داشته اند. چنانکه پیش از این هم گفته شد ترتیب ذکر مطالب هر یک از نقاط براساس الویت و اهمیتی است که این مناطق در جغرافیای اقتصاد عصر صفوی دارا بوده اند.

اصفهان :
هر چند که زادگاه بسیاری از هنرمندان و صاحبان حرف  اصفهان نیست، اما آن چنان این هنرها را رونق بخشیده اند و به اوج رسانده اند، که اکنون اصفهان در بسیاری از آنها، حرف اول را در دنیا می زند. چنان که حتی بسیاری از کشورهای جهان چون، آلمان، ایتالیا، انگلستان، فرانسه، کانادا، استرالیا، ژاپن، ترکیه، هلند، آفریقای جنوبی و کشورهای حوزه خلیج فارس وارد کننده صنایع دستی اصفهان می باشند. در ادامه برخی از مشهورترین هنرهای اصفهان اشاره می شود. اشتغال و اسکان فعالان مختلف در عرصه های گونه گون ، بی شک در رشد اقتصادی اصفهان تاثیر بسزایی را به جا می گذاشت. به گونه ای که از قبل همین مشاغل ، بخشهای دیگر ساکن در اصفهان سود می برده اند. همین امر به خودی خود و به طور غیر مستقیم موجبات رونق اقتصاد جغرافیای اصفهان و دیگر شهرها و روستاها و ایلهای اطراف آن را فراهم می آورد. چون درباره اصفهان عصر صفوی به حد کافی در منابع مختلف آگاهیهای بسیاری در دسترس عموم است از پرداختن مشروح به این بخش خودداری می کنیم و به سبب نقشی که هر کدام از این مشاغل و حرف در تعالی اقتصاد اصفهان داشته اند به طور اختصار به توضیح درباره آنها می پردازیم. اهم این

مشاغل و مناصبی که در اصفهان از مطالعه کتیبه های سنگ های قبور به دست آمد به شرح زیر است : ریخته گری ، گچ بری ، زرگری ، کوه بری ، ساعت سازی ،بازرگانی ، بافندگی ، جولائی ، پالان دوزی ، قالی بافی ، باغبانی ، چکمه دوزی کدخدائی ، چینه کشی ، تربیت اسب ، امور چاپ ، نوازندگی ، خیاطی ، حلاجی ، دباغی ، سموردوزی ، قصابی ، غربال سازی شماعی ، سلمانی ، نانوائی ، نجاری ، کفاشی ، نقاشی ، مینیاتورسازی ، قافله سالاری ، ناخدائی ، پزشکی و طبابت ، جراحی ، پزشک درباری ، تاریخ نویسی ، دبیری ، مترجمی ، کلانتری ، سنگ تراشی ، شیشه بری ، آهنگری ، اسلحه سازی ، آئینه سازی ، مسگری ، بنائی

قلم زنی :
صنعت قلمزنی از فنون بسیار قدیمی ایران است. در دوران اسلامی هم هنر قلمزنی در ایران و به خصوص در اصفهان رواج فوق العاده داشته است. این هنر که در اصل رویه آرایی و تزیین سطوح فلزی به وسیله قلم های فولادی و با استفاده از ضربات چکش می باشد، بیشتر روی مس سفیدکاری شده یا سرخ انجام می شود. اصفهان همیشه از مراکز مهم این صنعت بوده و از نمونه های آن، «در مرصع مدرسه چهارباغ» است که در آن، هفت هنر؛ نجاری، زرگری، قلمزنی، برجسته کاری، شبکه کاری قابلمه و ملقمه به کار رفته است. استاد بزرگ قلمزن اصفهان در دوره معاصر، حاج محمدتقی ذوفن است که کارهای او در داخل و خارج ایران شهرت دارد. او در طراحی و قلمزنی استاد مسلم است و مانند ندارد. مشهورترین استاد قلمزن که تابلوهایی به شیوه مینیاتور می سازد و می توان گفت که نه تنها در اصفهان، بلکه در ایران نظیر ندارد. حسین علاقه مندان، ابراهیم دائی زاده، محمد عریضی، جلال اشراف زاده، علی محمد پرورش و نصرالله مهذب نیز از هنرمندان به نام قلمزن اصفهان بوده اند

میناکاری:
مشکل بتوان گفت از چه زمانی هنر میناکاری در ایران رواج یافته است، زیرا از روزگاران پیش از عهد صفویه ، نمونه هایی از میناکاری در دست نیست و از دوران صفویه و قاجاریه هم آثار زیادی بر جای نمانده است. ولی هنر میناکاری در ایران بیش از نقاط دیگر تجلی داشته و یکی از قدیمی ترین نمونه های آن متعلق به عهد صفویه بوده است. میناکاری در زمان صفویان رونق گرفت و اصفهان مرکز عمده این کار شد هنوز هم این شهر تنها مرکز این هنر محسوب می شود. میناکاری در اصفهان استادان معروفی مانند آقا علی فرزند آقا باقر نقاش داشته است. رواج صنعت میناکاری در اصفهان از دوران پهلوی است و طی 50 سال اخیر این صنعت به وسیله یکی از استادان هنرمند و به نام اصفهان؛ شکرالله صنیع زاده بسط و توسعه یافت

خاتم کاری :
صنعت خاتم سازی به شیوه امروزی قبل از صفویه و در عهد استیلای مغول در ایران و ایجاد رابطه مستقیم بین ایران و چین از آن کشور به میان آمده است. ولی در خود ایران هم پیش از ظهور اسلام، گونه ای خاتم سازی رواج داشته است، به این ترتیب که خاتم سازان از چوب یکرنگ استفاده می کردند و آن را به صورت 4 میلی متری مکعب می بریدند و با طرح های گوناگون روی صفحه ای نصب و میخکوب می نمودند. رنگ هایی که در چین با آن کار می کردند، دو رنگ سیاه و سفید بوده است، ولی زمانی که خاتم به ایران آمد، ایرانیان رنگ های قرمز، سبز، آبی و زرد را نیز در آن وارد کردند، به علاوه از نظر شکل هندسی هم از خود ابتکاراتی به خرج دادند. قدمت این هنر در شهر شیراز به بیش از 100 سال می رسد، ولی اوج شکوفایی این هنر را می توان در اصفهان دید. در اصفهان علاوه بر اشیای خاتم که به شیوه شیراز ساخته می شود، بعضی از محصولات خاتم، با نقره و میناسازی ترکیب شده است. دوران صفویه، عهد رواج صنعت خاتم کاری است. در این دوره سرتاسر بازار زرگرهای فعلی اصفهان در بازار هنر، بازار خاتم سازان بوده است و تا 80 سال اخیر هم از نسل آنان استادانی مانند سید ابراهیم و سید اسماعیل از استادان مشهور این صنعت در اصفهان به شمار می رفته اند. استاد «محمدخلیل گلریز خاتم» از چهره های درخشان صنعت خاتم سازی اصفهان بوده است. سایر استادان مشهور خاتم کار که اینک در اصفهان به این هنر اشتغال دارند عبارتند از: خیامیان، صدری، صفامهر، معمار، شاه میوه و طاهرزاده

قلمکار :
اولین پارچه قلمکار در کشور مصر دیده شده و پس از آن هند حرف اول را در این هنر می زده است، اما پس از آن که اصفهانی ها با این هنر از طریق تجارت آشنا می شوند، آن را در دست می گیرند و قلمکاری در این شهر به اوج شکوفایی خود می رسد. قلمکار اصفهان چنان رواجی می یابد که قلمکاری صدرس و مچلی بندر هند را شکست می دهد. هنر قلمکاری در عصر صفویه و در اصفهان به اوج خود رسید، بدان گونه که در این دوره بیشتر لباس های زنانه و مردانه از پارچه های قلمکار تهیه می شد. نقش های قلمکار در ابتدا شامل، نقوش اسلیمی و گل های چند پر می شد. در دوران قاجار نقاشی های عامیانه وارد این کار می شود و قلمکار قهوه خانه ای ابداع می گردد و همچنین پرده هایی از حماسه های مذهبی و ملی به وجود می آید. البته این هنر، در فاصله زمانی 1292 - 1312 رونق خود را از دست می دهد و تنها چهار خانواده در این دوره در کار خود پایدار می مانند، چیت ساز، بیرجندی، عطریان و مشکوه. ولی پس از آن دوباره رونق پیدا کرده و حتی وارد بازارهای جهانی می شود

کاشی سازی و کاشی کاری :
یکی از هنرهای دستی اصفهان که از دیرباز در این شهر رواج داشته، کاشی سازی می باشد. قدیمی ترین کاشی موجود در اصفهان، کاشی های فیروزه ای رنگی است که کتیبه های تاریخی مناره های دوران سلجوقی با آن ها تزیین شده است. در قرن هشتم هجری، تزیین بنا با کاشی ترقی بسیار پیدا کرد و تا انتهای دوران صفویه ادامه داشت. دو شیوه عمده ی کاشی سازی؛ کاشی معرق و کاشی هفت رنگ می باشد. از استادان بزرگ کاشی ساز اصفهان که به طور خانوادگی در این هنر فعالیت می کنند، می توان از مصدق زاده، کاشیان و مقضی نام برد
.
قبل از شاه عباس به مدت کوتاهی هنر کاشی کاری پیشرفت و تکامل نداشت ولی از زمان وی تحرکی در این فن به وجود آمد که آثار آن در موزه‌های داخلی و خارجی کشور دیده می‌شود. یکی از دلایل این مساله توجه خاص شاه عباس به پوشش مقبره‌های ائمه اطهار (ع) و مساجد با کاشی‌های زیبا و صنعت رنگ ا ست. در این دوره نمای رنگی کاشی‌ها کمرنگ بوده و از رنگ‌های سبز، سیاه و قرمز خیلی کم استفاده می‌شده و به طور کلی جلوه عمومی کاشی‌ها رنگ آبی داشته است. در زمان حکومت شاه عباس کلیه ابنیه مذهبی که پوششی از تزئینات کاشی نداشت با کاشیهای زیبا به وسیله هنرمندان تزیین می‌گردید. در این دوره مسجد مقصود بیک، مسجد شیخ لطف‌الله، سر در قیصریه، سر در مسجد شاه و مقبره‌های ائمه اطهار (ع) و امامزاده‌ها از کاشی‌های معرق پوشیده شد و پوشش داخلی مسجد شاه نیز با کاشی‌های منقوش مزین گردید. رضا عباسی بزرگ‌ترین هنرمند زمان با نقش‌هایی از انسان، گلها و خطوط موزون سرمشقی برای نقاشی بر دیوارها و کاشی‌ها بر جای گذاشته است

هنر سوخت
هنر سوخت از زمان صفویه در ایران وجود داشته و در آن دوران بر روی جلد قرآن و کتاب های نفیس خطی کار می شد. در فاصله انقراض سلسله صفویه تا دوره قاجاریه، این هنر به فراموشی سپرده شد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت 15 و 30 دقیقه و 54 ثانیه
Do you have a spam problem on this website; I also am a blogger, and I was wanting to know your situation; many of us have created some nice practices and we are looking to trade strategies with other folks, why not shoot me an e-mail if interested.
پنجشنبه 4 خرداد 1396 ساعت 14 و 39 دقیقه و 07 ثانیه
Смотрите лучше здесь:
ландшафтный дизайн - goo.gl,
https://goo.gl/SxdPDk
ландшафтный дизайн (https://goo.gl/)
https://goo.gl/QYk98u
ландшафтный дизайн, https://goo.gl/VYim3V,
https://goo.gl/u86Q02
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 ساعت 09 و 28 دقیقه و 09 ثانیه
I don't know if it's just me or if everybody else experiencing problems with your site.
It seems like some of the text within your posts are running
off the screen. Can somebody else please provide feedback and let me know
if this is happening to them as well? This may be a issue with my
web browser because I've had this happen before.
Many thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :