تبلیغات
برنامه ریزی شهری Şehir planı - طرح ریزی حومه های کلان شهرها
 
برنامه ریزی شهری Şehir planı
جغرافیا و برنامه ریزی شهری
جمعه 19 آبان 1391 :: نویسنده : امید باقری

نخستین شهرها بیش از همه با سیستم خیابان های پرهرج و مرج و استفاده از زمین پیشرفت کردند. شرکت ها و خانه ها هرکجا که مالکان تصمیم می گرفتند علم می شد. با اینهمه تمدن های کلاسیک به اشکال طرح ریزی پرداختند. اغلب ساخت و ساز بر اساس برخی شماهای نمادین طاقی شکل متعلق به باورهای دینی مردم انجام می شد.

در قرون وسطا در اروپا و برخی قسمت های آسیا شهرها با استحکامات طرح ریزی شده به نفع دفاع از خود ساخته می شد. در سال های 1800 زمانی که صنعتی شدن سرمایه داری، ابتدا دراروپا و سپس در ایالات متحده پدیدار شد، مفاهیم جدید درباره چگونگی راهنمایی رشد شهری نیز پیدا و جانشین راهنمای عقلانی تفکر دینی یا دفاعی شد. برخی از مهم ترین پندارهای قرن 19 درصدد فائق آمدن بر مشکلاتی چون آلودگی و بحران سلامت جمعی بودند، مشکلات به شدت شاخص در شهرهای صنعتی تحت سلطه سرمایه داری.

یکی از اندیشمندان بزرگ قرن 19 هوارد ابنزر (Ebenezer Howard) بود. او به شهرهای صنعتی به مثابه شهرهایی تنها بیش از اندازه بزرگ نگاه می کرد و مقیاس انسانی آن را از نظر گم کرده بود. در عوض این طور پیشنهاد کرد که توسعه نوین نوعی رویکرد باغشهر را دنبال کند که ساخت کارخانه را با زندگی در شهرستان در هم می آمیخت. پس از آن باغشهر به صورت بهترین نمونه زندگی شهری و روستایی درآمد. رویکرد هوارد به جنبش شهر جدید در انگلستان سرعت بخشید، آنچه به ساخت مراکز کارخانجاتی بیرون از شهرهای بزرگ انجامید. در ایالات متحده، گاردن سیتی، لانگ آیلند، نیویورک و بالدوین هیلز، بخش بیرونی لس آنجلس و کالیفرنیا اوایل قرن بیستم بر اساس این مدل ساخته شدند.

از نظر تاریخی، نخستین مرحله طراحی هدایت شهر مدرن را می توان در عملکردهای منجر به استقرار محدوده هایی یافت که در آن ها برخی حقوق شهروندی از نظر قانونی تحت کنترل درمی آمد. اواخر قرون وسطای اروپا، کشتارگاه هایی برای احشام در حومه شهرها قرار داشت، به طوری که بوی ناخوشایند نتواند در شهر نفوذ کند. در سال های 1700 در بوستون، تفکیک انبارهای باروت از مرکز شهر یکی از نخستین کنش های ثبت شده در زمینه منطقه بندی بود، جداسازی کارکردهای اجتماعی در محدوده هایی با استفاده جداگانه از زمین (گالیون و آیزنر، 1980). منطقه بندی زودهنگام به تنظیم مکان های کسب و کار محدود می شد که در مورد انبار باروت، یک تهدید اجتماعی و در مواردی چون کشتارگاه یا خشکشویی، نوعی آزار عمومی را به همراه داشت. در سال 1876 دولت کالیفرنیا حکمی صادر کرد که بر اساس آن "شهر سان فرانسیسکو می تواند جای کشتارگاه ها، محل نگهداری خوک، دباغ خانه یا هر شغلی که برای حواس انسان "رنج آور" باشد یا به سلامت یا آسایش عموم زیان وارد سازد، را در برخی بخش های شهر تنظیم کند." رفته رفته و از طریق حکم های گوناگون، قدرت اجتماعات به منظور تنظیم زمین برای رفاه عمومی به عنوان یک قانون برقرار شد.

بر اساس نظر گالیون و آیزنر (Gallion & Eisner)(1980: 185):

"یکی از مهم ترین تصمیمات قانونی در تاریخ منطقه بندی، مورد اقلیدس در سال 1926 (دهکده اقلیدس، اوهایو وی. آمبر رئالیتی کمپانی، 272 ایالات متحده 365) بود. در این تصمیم گیری، دادگستری ساترلند دادگاه عالی ایالات متحده این تفسیر را ارائه داد که هر اجتماع حق و مسئولیت تعیین ویژگی خود را دارد، و تا زمانی که این تعیین کردن، پریشان کننده رشد منظم ناحیه یا ملت نباشد، استفاده قانونی از قدرت حکومت است."

تصمیم فوق این نکته را روشن ساخت که اجتماعاتی که دارای شهرداری های حقوقی با قدرت خاص آن ها بر زمین هستند، می توانند طبیعت توسعه را از طریق محدودیت های منطقه بندی تعیین کنند. آنان می توانند این کار را در نواحی بزرگ تر نیز انجام دهند، نواحیی که آنان در آن قرار دارند و فرصت رشد دارد.

در جریان قرن بیستم، فن منطقه بندی اهمیت فزاینده ای به خود گرفت. منطقه بندی که بر پایه اصول مدرن گرایی استوار بود که مانند فعالیت ها می بایست نزدیک فعالیت دیگری قرار می گرفت و کارکردهای کارخانجاتی و مسکونی آن نیز می بایست از هم جدا می بود، استفاده از زمین را بر اساس هر یک از موارد تفکیک کرد. طراحی مدرن گرا از نوعی شمای منطقه بندی استفاده کرد که توسعه را به فضاهای جداگانه بر اساس کارکرد مسکونی، تجاری، صنعتی و حمل و نقل هدایت می کرد (به مدخل شهرسازی پسامدرن و مدرن نگاه کنید). به محض انجام این طراحی تفصیلی، طرح به بازار خصوصی زمین سپرده شد تا دست اندرکاران پتانسیل توسعه را جذب کند. در ایالات متحده، طراحان تنها قدرت خلق چنین شماها و ارائه مشورت برای هدایت رشد بر اساس تنظیمات منطقه بندی را دارند. آنان نمی توانند در شیوه کسب و کار دخالت کنند و مردم هستند که در این دسته بندی های منطقه ای از زمین استفاده می کنند. درحالی که صاحب منصبان مردمی قدرت تایید یا عدم تایید پروژه های پیشنهادی را بر اساس تنظیمات استفاده از زمین دارند، همگی آنان همواره از رشد به دلیل مزایای آن برای ناحیه حمایت می کنند. در واقع بسیاری از حوزه های قضایی براین باورند که برای جذب کسب و کار جدید با یکدیگر در رقابت هستند. در نتیجه سعی می کنند در کاربرد تنظیمات آزادانه عمل کنند.

طراحی استفاده از زمین در ایالات متحده توسط دفتر محلی دولت انجام می شود:

" در بسیاری از شهرها تعداد صاحب منصبان اندک بوده و ممکن است کمیسیون، استف منظمی نداشته باشد. دراین صورت مهندس عمران یا کشیش شهر مسوولیت گسترده ای درباره دنبال کردن طرح ها دارد. در شهرهای بزرگ معمولا هیات با صلاحیت بالاتری هست. موضوعاتی که در دایره مسوولیت قانونی کمیسیون های طراحی قرار می گیرند عبارتند از طرح جامع، حکم منطقه بندی و قوانین تقسیمات فرعی. اما یک کارکرد هماهنگی نیز وجود دارد که مخصوص مکان های در حال رشد است. برخی شهرها یا حومه های بزرگ شهری هیات مدیره ای جداگانه برای منطقه بندی دارند و این هیات است که بر قوانین استفاده از زمین نظارت می کند." (گالیون و آیزنر، 1980: 192)

بخش های طرح ریزی شهرداری ها پس از دهه 1950 نوعی عملکرد تهیه طرح های مادر را پذیرفته اند. این رویکرد جامع، الزامی شد، زیرا شهرها بدون در نظر گرفتن آنچه در ناحیه تحت قلمروشان رخ می داد، نمی توانستند گسترش یابند. طراحان به مجموعه داده های ملموس درباره استفاده از زمین های موجود روی آوردند و به روشنی به ارزیابی این مساله پرداختند که چه میزان فضا به دسته های گوناگون منطقه بندی اختصاص یافته- کارخانجات سبک، صنایع سنگین، سکونت گاه های شخصی خانوادگی، سکونت گاه های خانوادگی دست جمعی، فضای پارکینگی، جاده ها، پارک ها و اشکال دارایی های عمومی. وقتی این فهرست کامل شد، طرحی برای رشد آتی بر پایه نیازهای کنونی و پیش بینی شده تهیه شد. رویکرد فوق طرح ریزی مادر نامیده و به عملکردی پذیرفته شده از مقامات شهرداری درایالات متحده تبدیل شد. سپس طرح مادر توانست با دیگر شماهای مشابه به منظور توسعه منطقه ای تجمیع شود.

به رغم توسعه فنون جامع پایش و پیش بینی نیازهای استفاده از زمین، طراحان در آمریکا قدرت چندانی برای تحقق بخشیدن به برنامه های خود ندارند. آنان به فعالیت های بازار خصوصی زمین محدود می شوند. دست اندرکاران توسعه و املاک و مستغلات به عنوان افراد قادر به آگاهی از موانع احکام طرح ریزی شناخته شده اند. وانگهی طرح ریزی های ناحیه ای و جامعی که همکاری میان شهرها و حومه را پرورش می دهند، وجود ندارد، مگر چند مورد استثنایی. خلاصه اینکه اغلب مکان ها تسلیم توسعه دهندگانی با تفکر تک بعدی و ذهنیت محدود بر ترقی و سود می شود. استثنای کوچکی که به استثنایی دیگر می انجامد تا به پایه طرح ریزی جامع در یک ناحیه می رسد به کلی مورد فرسایش قرار می گیرد. به این دلیل شماری انتقادهای سنجیده درباره برنامه ریزی در جامعه ما رخ نموده است. مردم که بیش از پیش به خاطر نبود هماهنگی به منظور رشد و مشکلات گسترش ناحیه ای نگران هستند، رویکردهای جایگزینی را مطرح کرده اند.

در بریتانیا آرزوی خانه سازی پایدار که ساخت خانه های دوستدار محیط زیست از نظر استفاده از مصالح است، با قدرت توسعه دهندگان خصوصی پیشگیری شده است. این تقاضا از سوی طراحان مبنی بر این که توسعه بازار مسکن خصوصی باید بخشی از مسکن اجتماعی برای کارگران بخش مهم دولتی را شامل شود (مثلا معلمان، پرستاران و ...) به ندرت محقق شده و یا در صورت تحقق تنها در حد حاشیه ای انجام شده است. در بازار خصوصی بیش از اندازه داغ مسکن، توسعه دهندگان می توانند این فشارها را از زیر از میان ببرند. همچنین توسعه دهندگان خصوصی و زمین خواران بانک های بزرگی از زمین هایی ساخته اند که در زمان های مقتضی چرخه رشد به استثمار آن ها پرداخته اند. از این رو وضعیت در بریتانیا مشابه ایالات متحده است، زیرا منافع رشد راهی برای طرح ریزی لازم به منظور عقلانی سازی روند توسعه و همزمان آگاهی از محدودیت های آن به منظور تغییر جهت سود با تجاوز به جنبه های طرح دارد (به مدخل های گسترش؛ شهری سازی پایدار نیز نگاه کنید).

انتقادهای وارد بر طرح ریزی

در سال های 1980 آنتونی داونز (Anthony Downs) یک سری از انتقادهای وارد بر طرح ریزی را منتشر کرد. او در پی بازگشت به پندارهای هوارد ابنزر و شهری سازی متعادل بود. با اینهمه او که به جای کانونی شدن بر مفهوم "باغشهر" در حسرت جنبه های مثبت نوعی شهر آرمانی شده اروپای غربی بود، به خصوص به منتقد صریح حومه شهر تبدیل شد. بر اساس اظهارات داونز هنجارهای زندگی در خانه های شخصی و تکیه بر ماشین شخصی می بایست از میان می رفت. وانگهی داونز به دنبال ساختاری حکومتی بود که نیازهای شهر و حومه را با هم تلفیق کند، برای نمونه حکومتی منطقه ای که جایگزین شهرداری های مجزایی شود که ما اکنون داریم.

داونز برای جایگزین کردن ترتیبات کنونی زندگی و کار، به نسخه آرمانی شده خود از مدل شهری اروپایی روی آورد:

"این مدل زیست گاه های مسکونی با تراکم بالا، محل های کار با تراکم بالا، الگوهای محدود استفاده از زمین که مانع گسترش حومه ای می شود و استفاده انبوه از سیستم حمل و نقل عمومی که با یارانه های فراوان کار می کند را نمایان می کنند. این ویژگی ها تنها در صورت وجود یک سیستم حکومتی ممکن می شوند که قدرت بر الگوهای استفاده از زمین را در هر ناحیه کلان شهری در قالب یک بدنه واحد حکومتی با نفوزد بر تمامی ناحیه فوق متمرکز کند." (داونز، 2003: 256)

خلاصه اینکه نسخه های داونز در زمان صحبت از ایالات متحده به سرعت به یک معمای مشهور غیرقابل حل می انجامید. از نظر تاریخی دولت های محلی از پذیرش واگذاری هرگونه قدرت به منظور جادادن به حکومت های ناحیه ای سرباز زده اند. این امر به خصوص در مورد کنترل تنظیمات استفاده از زمین درست است، زیرا درست همین قدرت است که برای دولت های محلی درآمدی تدارک می بیند. به رغم قدرت مقامات محلی که از اواخر سال های دهه 1970 توسط دولتمردان پی در پی بریتانیایی بر خلاف ایالات متحده رو به کاهش گذاشته، حکومت های محلی کاملا پیشرفته و قدرت های درآمدزای مناسب در بریتانیا پیشرفت کامل نداشته اند. این امر تا اندازه ای نتیجه نوعی ترس بریتانیایی از فدرالیسم و تا اندازه ای به دلیل مقاومت در برابر طرح ریزی است. این نمایندگی های محلی توسعه (آردی آ) که به تازگی شکل گرفته اند، حالا به عنوان سازمان های کسب و کار محوری فعالیت دارند که توسعه اقتصادی را به جای طرح ریزی دولتی بر مقیاس ناحیه ای هماهنگ می کنند. با اینهمه این وضعیت نیز مخالفانی دارد. سازمان های ملی استخدام (کنفدراسیون صنایع بریتانیا، موسسه مدیران) ادعا می کنند سیستم کنونی برنامه ریزی، رقابتی بودن کسب و کارهای بریتانیا را از زیر تخریب می کند. در نتیجه فشارهایی برای بازتنظیم سیستم برنامه ریزی و افزایش قدرت آردی آ ها ناشی از هماهنگی با اختیارات کاملا قانونی وجود دارد.

به رغم رکورد تاریخی اروپا در مورد طرح ریزی های حمایتی از سوی دولت، فشار های دیگری برای حرکت به سمت نوعی توسعه خصوصی محور "به سبک آمریکایی" به منظور ورود بیشتر در میدان اقتصاد رقابتی همچنان ادامه دارد. مثلا اقتصاددان انگلیسی رابرت گوردون تفاوت های میان کارایی تولیدی ایالات متحده در مقایسه با اقتصادهای اروپایی را نام می برد که در سه بخش تولید می شوند: عمده فروشی، خرده فروشی و خدمات مالی. او اظهار می کند اگر کنترل های برنامه ریزی در اروپا کمتر بود مزایای صدور مجوز ساخت بسیاری از شرکت بزرگ مانند والمارت در مراکز خرید حومه شهری، تولید را افزایش می داد (گوردون، 2003). به نظر می رسد گمان اینکه این جوامع اروپایی شاید آرزوی انتخاب گزینه فوق را نداشته باشند، از مغز گوردون گذشته است.

دیگر منبع انتقادهای وارد بر طرح ریزی در سال های 1900 به همراه ظهور شهرسازان نوین پیدا شد (به مدخل صفحه 96 نگاه کنید). آنان بالاتر از همه ملاحظات با الگوهای گسترش ناحیه ای مخالف بوده و به دنبال بازگشت فضاهای مسکونی به مقیاسی انسانی تر بودند. دو معماری که وکلای صریح رویکرد جدید فوق بودند، پیتر کالتراپ و ویلیام فالتن نام دارند که اخیرا برنامه ای حاوی جایگزینی برای گسترش تدارک دیده اند:

"مناسب ترین مقیاس برای طرح ریزی شهری کدام است؟ خانه؟ خیابان؟ محله؟ شهر؟ یا تمام ناحیه کلان شهری؟ این نویسندگان این طور استدلال می کنند که هر عنصر محیط زیست طرح ریزی شده، با دیگر عناصر تعامل دارد و طراحان استقبال کننده مفهوم شهرسازی نوین باید رویکردی جامع و بوم شناسانه را دنبال کنند که مقیاس صمیمی محله را با مقیاس کلان شهری ناحیه هماهنگ می کند."( کالترپ  و فالتن، 2001)

از این رو پندارهای آنان مکمل مفهوم فضای مسکونی به عنوان ناحیه کلان شهری چند مرکزی است. در واقع آنان به دنبال توسعه مسکونی در ناحیه فوق با تراکمی بالاتر از تراکم کنونی هستند که درون کمربندی از فضای سبز احاطه می شود. به نظر می رسد آن ها مفهوم باغشهر را با آمیزه ای از کارکردهای سبک کارخانجاتی و خدماتی جمع کرده اند به گونه ای که مردم بتوانند از ابزارهای جایگزین برای حمل و نقل استفاده کنند.

کالترپ  و فالتن در این رابطه ادعا می کنند مخالف اصول مدرن گرای طراحی از جمله قوانین منطقه بندی هستند. آنان دیگر نیاز به جداسازی کارکردهای اجتماعی را نمی بینند و در عوض این طور استدلال می کنند که جامعه معاصر "پساصنعتی" شیوه های تولید پاک تر و با مزاحمت کمتر دارد که می تواند در نتیجه آن نزدیک به مراکز مسکونی واقع شود.

نگرش کالترپ و فالتن درباره توسعه ناحیه ای با استفاده مختلط مانند پیشنهادیه های داونز به کنترل انبوه و نوین املاک نواحی محلی نیز نیاز دارد:

"این پندار که ناحیه ای می تواند "طرح ریزی" شده باشد در کانون شهر ناحیه ای قرار دارد." آنان به دنبال "نقشی فعال در بخش حکومت های مرکزی به خصوص تدارک سیستم های حمل و نقل، فضای باز و حمایت مالی توسعه هستند" (کالترپ  و فالتن، 2001). اما در اینجا آنان از "نواحی" تجسم مفهومی دارای جسمیت دارند. این یک نگرش یکپارچه است که نمی تواند درک کند چگونه چندمرکزیت به معنای انعطاف پذیری و تفاوت کارکردی است. آنان فرض می کنند مراکز متفاوت می توانند به آسانی در هم آمیخته شوند و تمامی کارکردهای ناحیه ای آن ها نیز می تواند صورت مادی و خارجی به خود بگیرد. این تصور رایج میان طراحانی است که نمی توانند فراتر از دلیل سفسطه آمیز تفکر تنها در قالب مادیت گرا را ببینند.

کالترپ  و فالتن به چشم انداز به مثابه امری ناشی از قوانین طرح ریزی موجود می نگرند. آنان شکل کنونی طرح ریزی با تاکید بر این نکته مورد انتقاد قرار می دهند که این طرح ها کهنه شده و بر پایه مدرن گرایی استوارند. آنان نقش بازار در املاک و مستغلات و نیز برنامه های دولتی که سبب گسترش ناحیه ای می شوند را نادیده می گیرند. آن ها به قدری شیفته قدرت حرفه طرح ریزی – حتی با وجود شکست سبک و گسترده آن- هستند که نمی توانند ببینند چگونه طرح ها و قوانین به طور مداوم توسط توسعه املاک و مستغلات گرفتار می شود و چگونه حومه سازی به راهی نظر دارد که این جریان به دلیل زایش مالکیت خانه ها و ساخت اتوبان هایی که توسط دولت فدرال به آن ها یارانه تعلق گرفته، می پیماید.

آیا طراحان واقعا می توانند با وجود چنین تشکیلات اقتصادی و سیاسی سرمایه داری کاری انجام دهند؟ شکست طرح ریزی در ایالات متحده تنها در مورد استحکام بازار املاک و مستغلات نبوده است، بلکه همچنین در مورد سرمایه گذاری حکومت های شهری و حومه ای در حفظ کنترل شان بر زمین نیز بوده است. طراحان قدرتی ندارند، زیرا حکومت های محلی نمی خواهند قدرت را به آنان واگذارند. آنان تنها در نوعی قابلیت مشورتی نگه داشته شده اند. گمان می رود این بازتابی از دموکراسی است، زیرا بر این امر دلالت دارد که کارشناسان نباید حرف آخر را درباره چشم انداز جامعه ما به زبان آورند. اما در عمل، این تنظیم نوعی گشایش برای منافع خاص به همراه دارد که آنان از آن لذت می برند و با رغبت تمام از آن استفاده می کنند. از این رو حتی نقش مشورتی طراحان نیز برانداخته شود. اروپا نیز موقعیتی مشابه دارد همان طور که یک طراح بریتانیایی می نویسد:

"هنوز روند طرح ریزی محلی، زمینه ای ایفای نقش کننده به صورت یکدست نیست که به تمامی شرکت کنندگان خود شانس برابری برای موفقیت بدهد. بلکه بیشتر نوعی فعالیت به شدت سیاسی کنترل شده توسط روندهای گوناگون سیاستگذاری است، که هر یک از آن ها می توانند منافع خاص خود را بهتر از دیگران دنبال کنند." (آدامز، 1994: 177)

این اوضاع به این معنا نیست که هیچ طرح ریزیی در ایالات متحده و دیگر نقاط دنیا رخ نمی دهد. طراحی و طرفداری قابل ملاحظه ای از قوانین منطقه بندی بر پایه ای روزانه انجام می گیرد. نمایندگی های طرح ریزی پیوسته با تمام توان خود به منظور کنترل رشد کار می کنند و به پایش رشد و تدارک مشورت و توصیه برای حکومت های محلی می پردازند. منطقه بندی، خود به عنوان ابزاری قدرتمند باقی می ماند که اغلب تاثیرات منفی آسیب های محیطی را کاهش می دهد.

منتقدان مانند منتقدان شهرسازی نوین، پندارهایی برای بهبود این روند برای مردم مهیا می سازند. این امر امروز اهمیت خاصی به خود گرفته، زیرا ما تاثیرات منفی گسترش ناحیه ای را تجربه کرده ایم. رویکرد دیگری به نام طرح ریزی وکالتی نیز هست (به مدخل سیاستمداران شهری و سیاستمداران حومه ای نگاه کنید). در این مدخل پیشنهاد شده طراحان به گونه ای نزدیک با شهروندان محلی کار کنند تا تاثیرات دگرگون شود. طراحان وکالتی با تشویق شرکت مردم و انتشار اطلاعات درست درباره رشد و تاثیرات آن، می توانند هیات موسسانی از شهروندان دلنگران مهیا سازند که بتوانند ارزش های آنان را در قالب تاثیرات سیاسی درآورند. شهرسازان نوین با عملکرد "فشار دقیقه نود" ی خود به دنبال همین انگیزش شهروندان محلی برای افزایش شراکت خود هستند. پندار بنیادین اینست که توده ای آگاه، طرح ریزی بهتر را انتخاب و به دولت به منظور بهبود محیط زیست فشار وارد خواهد کرد. این پایانی است که اگر ما مجال دهیم، طرح ریزی می تواند آن را محقق سازد.

منابع

Adams, D. 1994. Urban Planning and the Development Process. London: UCL Press.

Calthorpe, P. and W. Fulton 2001. The Regional City: Planning for the End of Sprawl.

Washington, DC: Island Press.

Downs,A. 2003. ‘The Need for a New Vision for the Development of Large

US Metropolitan Areas’ in R. LeGates, and F. Stout (eds) The City Reader. London:

Routledge. pp. 256–66.

Gallion, A. and S. Eisner 1980. The Urban Pattern: City Planning and Design. NY:D.Van

Nostrand.

Gordon, R. 2003. ‘Five Puzzles in the Behavior of Productivity, Investment and

Innovation’ Unpublished paper, Department of Economics, Northwestern

University.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 7 اردیبهشت 1397 ساعت 20 و 52 دقیقه و 26 ثانیه

Amazing write ups. Appreciate it.
cialis 20 mg cut in half cialis 5mg billiger cialis en 24 hora cialis 20 mg best price cialis en mexico precio import cialis we choice free trial of cialis cialis usa cost cialis 30 day sample cialis efficacit
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 ساعت 09 و 07 دقیقه و 36 ثانیه

Amazing lots of amazing advice.
viagra how to get a prescription buy viagra online without prescription uk buyviagra where to buy generic viagra viagra side effects how to get viagra from doctor viagra tablets online can you buy viagra at walmart where can i buy cheap viagra how to buy viagra safely online
شنبه 18 فروردین 1397 ساعت 00 و 44 دقیقه و 55 ثانیه

You've made your stand pretty effectively!!
buy cialis online legal cialis prezzo al pubblico cilas cialis coupons printable buying brand cialis online tadalafil 20 mg cialis rezeptfrei sterreich cialis tablets we choice cialis pfizer india tadalafil 20mg
جمعه 3 فروردین 1397 ساعت 22 و 56 دقیقه و 52 ثانیه

Amazing loads of wonderful advice!
generic cialis levitra buy cheap cialis in uk side effects for cialis cialis 5mg billiger precios de cialis generico cialis free trial cialis generico milano when will generic cialis be available low cost cialis 20mg buy cheap cialis in uk
دوشنبه 28 اسفند 1396 ساعت 04 و 38 دقیقه و 52 ثانیه

Many thanks. Valuable information!
cialis dosage recommendations achat cialis en itali generic cialis levitra low cost cialis 20mg 5 mg cialis coupon printable cialis online napol wow look it cialis mexico cialis 20mg cialis preise schweiz cialis generico lilly
چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت 12 و 22 دقیقه و 12 ثانیه
My spouse and I absolutely love your blog and find many
of your post's to be just what I'm looking for. Do you offer guest writers to write content available for
you? I wouldn't mind creating a post or elaborating
on a lot of the subjects you write related to here.

Again, awesome blog!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 ساعت 02 و 30 دقیقه و 48 ثانیه
Excellent write-up. I absolutely love this website. Keep it up!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :