تبلیغات
برنامه ریزی شهری Şehir planı - چرایی و چگونگی واکنش بازار به شرایط اجتماعی و اقتصادی درایران 2
 
برنامه ریزی شهری Şehir planı
جغرافیا و برنامه ریزی شهری

که قدرت واکنش به شرایط نامساعد اجتماعی اقتصادی وسیاسی  را داشته است. بنابراین در طول تاریخ ما با یک گروه ایزوله ای با نام بازاریان مواجه هستیم که قواعد و جهت گیری های اخلاقی،اجتماعی- فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خاص خود را داشته و مطابق آن عمل می کنند.

برای بررسی کنش بازار و خشونت ها و اعتراضات به کار گرفته برای عمل، نیازمند دو نظریه خشونت سیاسی و محرومیت نسبی هستیم که می تواند از نظر رفتاری ، بازار را مورد بررسی قرار دهد.

برای شروع باید ابتدا خشونت سیاسی را تعریف کنیم: خشونت سیاسی به نوبه ی خود نوعی زور یعنی استفاده یا تهدید به استفاده از خشونت توسط هر گروه یا نهادی برای کسب اهداف خود در درون یا خارج از نظم سیاسی تلقی می شود( گِر، 1377: 24). در اینجا ما با دو نوع خشونت مواجهیم ؛ یکی، خشونتی که از جانب بازار اتفاق می افتد و دیگری؛ زور و فشاری که از جانب قدرت ها، کارگزاران نظام سیاسی و یا شرایط اجتماعی-اقتصادی تحمیل می شود.

باید یادآور شد که این الگو سعی دارد متغیرهای روان شناسانه و اجتماعی را درهم آمیزد. در مراحل اول که مربوط به انگیزه های کنشگران است ما با رویکردی روان شناسانه مواجه هستیم در حالی که در مراحل بعدی بیشتر توجه ما بر ایجاد ارتباط میان شرایط اجتماعی و خشونت سیاسی است که جنبه ی اجتماعی به خود گرفته و رویکردی انسان شناسانه دارد.

طرح کلی که می توان برای این نظریه برشمرد این است که؛ توالی علی عمده در خشونت سیاسی ابتدا با بروز نارضایتی آغاز می شود، در مرحله دوم این نارضایتی سیاسی می شود و نهایتا به تحقق عمل خشونت آمیز علیه موضوعات یا بازیگران سیاسی می انجامد. نارضایتی حاصل  از ادراک محرومیت نسبی، شرط اساسی انگیزاننده مشارکت کنندگان در خشونت جمعی است(همان:32-33)

تدرابرت گر در نظریه ی محرومیت نسبی خود بر این باور است که چنانچه در راه دستیابی افراد به اهداف و خواسته هایشان مانعی ایجاد شود آنان دچار محرومیت نسبی شده و نتیجه طبیعی و زیستی این وضع آسیب رساندن به منبع محرومیت است. بدین ترتیب محرومیت نسبی نتیجه ی تفاوت درک شده میان انتظارات ارزشی (خواسته ها ) و توانایی های ارزشی (داشته ها) افراد است .

تدرابرت گر نظریه پردازی از این سنخ است که در کتاب "چرا انسانها شورش می کنند ؟" کاملترین و مفصل ترین بحث را درباره ی مدل پیچیده ای بر پایه ی نظریه ی ناکامی پرخاشگری ارایه می دهد .هرچند متغیر اصلی وابسته گر خشونت سیاسی است که می تواند به شکل جنبش سیاسی اجتماعی باشد یا نباشد .

بدین منظور گر در نظریه خود که معروف به محرومیت نسبی است می کوشد ابتدا به چگونگی ایجاد محرومیت نسبی (منبع نارضایتی ) در افراد اشاره کرده و سپس نشان دهد که چگونه این وضعیت ذهنی روانی ، تحت تاثیر متغییرهای اجتماعی از حالت ذهنی خارج شده و در شکل خشونت سیاسی (وضعیتی عینی ) نمایان می گردد .

بدین ترتیب نظریه ی محرومیت نسبی را می توان به دو بخش به ترتیب ذیل تقسیم نمود : الف . چگونگی شکل گیری محرومیت نسبی در ذهنیت افراد و منابع محرومیت ب. چگونگی هویدا شدن محرومیت ایجاد شده در شکل خشونت سیاسی جمعی تحت تاثیر متغییرهای اجتماعی .

محرومیت نسبی یعنی درک تفاوت میان انتظارات ارزشی و توانایی های ارزشی افراد که می تواند سه نوع متفاوت داشته باشد :

1.  محرومیت نزولی

2.  محرومیت ناشی از بلندپروازی

3.  محرومیت صعودی

محرومیت نسبی موجب بروز نارضایتی در افراد می گردد و نارضایتی محرکی کلی برای اقدام علیه منبع محرومیت است . گرایش به واکنش پرخاشجویانه در انسان بخشی از ساخت زیست شناختی اوست و در انسانها و حیوانات تمایل زیست شناختی و ذاتی برای حمله به عامل سرخوردگی وجود دارد . پاسخ های پرخاشجویانه تنها زمانی شکل می گیرند که سرنخی از بیرون آنها را تحریک کند . در خشونتهای سیاسی پس از شکل گیری محرومیت نسبی و نارضایتی چنانچه حکام سیاسی از طرف مردم عامل محرومیت شناخته شوند خشونت جمعی شکل سیاسی به خود گرفته و پرخاشگری منبعث از سرخوردگی معطوف به ضربه زدن علیه منبع محرومیت می شود (دلیری ، 1382، ص814-825)

پیوندی که دو رویکرد روان شناسانه و جامعه- انسان شناختی ایجاد می نمایند در واقع همین نقطه است که متغیر های اجتماعی نظیر، میزان تضمین های فرهنگی یا خرده فرهنگی برای پرخاشگری آشکار، میزان و درجه موفقیت خشونت سیاسی در گذشته، میزان وضوح و شیوع جاذبه های نمادین توجیه کننده خشونت، مشروعیت نظام سیاسی و نوع پاسخهایی که به محرومیت نسبی داده است و می دهد، باعث تمرکز نارضایتی بر اهداف سیاسی می شوند. یعنی اگر بازار براساس حافظه ی تاریخی خود دست به اعتصاب و اعتراض می زند به دلیل تاثیرات فرضی خشونت بر رضایت در جامعه ای که به خشونت ارزش داده ی شود یا بر رضایت در جامعه ای که خشونت در آن طی زمان به اصلاحات می انجامد ، است(گِر، 1377: 33-45) به این شکل که بازار بر اساس سابقه تاریخی خود دریافته که خشونت به کار گرفته منجر به اصلاحات گردیده یا نتیجه بخش بوده است و در آینده هم عمل و کنش خود را ادامه می دهد.

به منظور بررسی خشونت سیاسی درایران نقطه ی شروع بحث را از انقلاب مشروطه قرار می دهیم:

ریشه های عمیق انقلاب مشروطه را باید در فرایندی دانست که لااقل از ابتدای دوران ناصرالدین شاه در سال 1847م درایران آغاز گردید و آن شکل گرفتن دولت ملی بر پایه احساس تعلق ملی و پیدایش نخستین جنبش هایی بود که می توان آنها را جنبش های ملی- مذهبی ناشی از تشکیل یک هویت ملی به حساب آورد.در این میان ما با دو نوع خشونت مواجه شدیم؛ یکی، خشونت استعماری(انگلیس و روسیه) دیگری، خودکامگی های محلی در همراهی با عدم امنیت ناشی از راهزنان و اوباش. در همین زمان، عده ای از بازرگانان تهرانی به بهانه ی گرانی قند و شکر و به دستور صدرالعظم عین الدوله به چوب بسته شدند و در مقابل ما با اعتراضات بازار و گروه های دیگر مواجه شدیم.

در دوره پهلوی از همان آغاز که کودتای 1921م و آمدن رضاشاه بود خشونت سیاسی به وقوع پیوست که بیشتر این خشونت را می توانیم در شکل گرفتن هرچه بیشتر دولت متمرکز و بوروکراتیک بدانیم.

در اواخر دوره شاه، تضادی اساسی میان رشد اقتصادی کشور و موقعیت سیاسی آن به وجود آمد و رشد درآمد اقتصادی کشور باعث به وجود آمدن یک طبقه بزرگ متوسط در کشور گردید و همین رویداد باعث پدید آمدن نارضایتی و رشد آن گردید و در نهایت انقلاب را منجر شد (فکوهی، 1378: 205-221).

 

 

 

 

 

نتیجه گیری:

اگر به تاریخ ایران بنگریم می بینیم که همواره دچار انواعی از خشونت های سیاسی بوده است بنابراین گروه های حاکم در آن به منظور حفظ حیات و دوام خود دریافتند که باید از شیوه هایی برای مقابله با این خشونت ها استفاده نمایند. که اغلب این رفتارها و کنش ها، اعتراضی ، همراه با اعتصاب و خشونت آمیز بوده است. مطابق نظریه محرومیت نسبی یکی از دلایلی که این گروه ها ، اینگونه رفتار می کنند، همان محرومیت و نارضایتی است که  به خاطر عدم هماهنگی باید ها و هست ها ست که می تواند تحت شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به وجود آید حال اینکه هدف این اعمال و رفتارهای خشونت آمیز چه کسی یا کسانی و گروههایی باشند بستگی به این دارد که تا چه حد مقصر شناخته شوند؟ بازار هم از این قاعده مستثنی نیست. 

منابع:

v    رجبی، آزیتا، 1385، ریخت شناسی بازار، تهران: آگاه

v    فکوهی، ناصر، 1378، خشونت سیاسی(نظریات، مباحث، اشکال و راهکارها)، تهران: قطره

v    گِر، تدرابرت، 1377، چرا انسانها شورش می کنند؟، ترجمه: علی مرشدی زاده، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی

v    دلیری، سام، 1382، سنجش محرومیت نسبی در نظریه تدرابرت گر، فصلنامه مطالعات راهبردی، ص814-825

v    عاقلی، باقر، 1387، روزشمار تاریخ ایران( از مشروطه تا انقلاب اسلامی)، تهران: نشر نامک

- Mozaffari , Mehdi ,1991,Why the Bazar Rebels?, Journal of Peace Research, vol.28.no. 4,pp.377-391

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1 خرداد 1396 ساعت 05 و 45 دقیقه و 34 ثانیه
Very nice article. I absolutely appreciate this website.
Keep writing!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :