تبلیغات
برنامه ریزی شهری Şehir planı - اکولوژی بزهکاری (مقایسه تطبیقی بین تهران و شیکاگو) 2
 
برنامه ریزی شهری Şehir planı
جغرافیا و برنامه ریزی شهری

نظامهای اخلاقی متضاد: از ویژگیهای بی هنجاری اجتماعی وجود نظامهای متضاد اخلاقی است به طوریکه در کنار نهادها و سنتهای متعارف و متداول که در کل جامعه حاکم است، بزهکاری به عنوان روشی برای زندگی و روشی که در رقابت با روش متعارف است بسط و توسعه یافته است. این گسترش از آنجا ناشی می­شود که چنین روش زندگی تامین کننده و فراهم کننده منافع اقتصادی، پرستیژ و سایر خوشنودیهای انسانی است(همان، 225).  بنابراین در درون یک اجتماع دزدی در گروهی  فعالیتی مناسب و به حق تعریف می­شود، در حالیكه در درون  گروهها دیگر در همان اجتماع فعالیتی غیر اخلاقی، نامناسب، و نامطلوب محسوب می­شود. در برخی گروهها ثروت و پرستیژ از طریق نمایش مهارت و شجاعت در فعالیتهای بزهكارانه به دست می­آید در حالیكه در برخی گروههای دیگر كه در مجاورت و همسایگی اینها قرار دارند ممكن است هر گونه توسل به این روشها برای متمایز كردن خود از دیگران با مخالفت و عدم تایید مواجه ­شود. از شواهد موفقیت در دنیای بزهكاران لباسها و خودروهای بسیار شیك است كه نشان دهنده موفقیت آنها در مسیر و حرفه­ای است كه انتخاب كرده­اند،  در حالیكه ارزشهای از دست رفته و خطرات بسیار فراوانی كه در این مسیر وجود دارد هرگز به طور آشكار و واضح برای جوانان نشان داده نمی­شود(همان:226)

كودكانی كه در چنین جوامعی زندگی می­كنند بجای آنكه از الگوی رفتاری هماهنگ و متعارفی بهره گیرند، در معرض معیارها و اشكال متفاوت رفتاری قرار می­گیرند، و بیش از یك گونه نهاد اخلاقی و آموزشی در اختیار آنان قرار داده می­شود. یك كودك ممكن است در معرض یك نظام رفتاری متعارف و یا نظامی از فعالیتهای مجرمانه قرار داشته باشد. به همین سان كه او می­تواند در فعالیتهای مجرمانه مشاركت كند این توانایی را هم دارد كه در فعالیتهای متعارف شركت كند  و یا میان این دو در نوسان باشد(همان: 226).

در حالیکه نوجوان در دادگاه گناهكار تشخیص داده شده كه نمایانگر ارزشها در جامعه بزرگتر است، اما در اجتماعی كه او زندگی می­كند این رفتار مورد تایید قرار می­گیرد. کودک با محلی كه نهادهای غیر قانونی قرار دارند ؛ با رویه­هایی كه چنین نهادهایی آغاز به كار می­كنند و به فعالیت خود ادامه می­دهند.آشنا است. او می­داند كالاهای دزدی را دركجا باید فروخت و برای چه كالاهایی بازار تقاضا وجود دارد؛ او لباسهای زیبا و خودروهای پرقیمت و ولخرجیهایی را می­بینند که شاهدی از ثروت در میان آنهایی است که به طور آشکار به فعالیتهای غیر قانونی می­پردازند. تمام نوجوانان در شهر ممکن است اطلاعاتی در مورد این فعالیتها داشته باشند اما در نواحی درونی شهرها نوجوانان به طور نزدیک با این فعالیتها آشنا هستند، در حالیکه در سایر بخشها آنها تجربه غیر شخصی از این ارتباطات دارند، نظیر فیلم های سینمایی، روزنامه­ها و رادیو(همان: 226).

بی ثباتی/تحرک مسکونی: گردش جمعیت در مناطق انتقالی بسیار بالا است و  بسیاری از ساکنین مناطق مداوم در حال تغییر و جابجایی هستند. هیچ کس تمایل ندارد در این نوع از اجتماعات سرمایه گذاری کند زیرا اغلب افرادی که در آن زندگی می­کنند تمایل دارند آن را به سرعت ترک کنند(اوکانر، 2006: 4)[15].

ناهمگنی قومی/نژادی: نژادها، فرهنگها و زبانهای متفاوت در منطقه انتقالی از عواملی هستند كه جدایی و تمایز افراد از یکدیگر را تشدید می­كند و باعث كاهش کنش متقابل افراد با یكدیگر می­شود. این شرایط باعث می­شود كه زمینه مشترکی برای سهیم شدن وجود نداشته باشد و افراد در انزوای از یكدیگر باشند و نتوانند از مكانیزمهای كنش جمعی برای حل مشكلات خود استفاده كنند(همان :4).

فقر: جمعیت در مناطق انتقالی دچار فقر شدید هستند و وضعیت آنها به گونه­ای است که تنها در حد معیشت قادر به تامین خود هستند. آنها در این آرزو به سر می­برند که هر چه زودتر این منطقه را ترک کنند. فقر سه مشکل با خود به همراه می­آورد: بیماری، خرابی و ویرانی، و  تضعیف اخلاقی. فقر به خودی خود عامل بزهکاری نیست بلکه شرایطی را به وجود می­آورد که بزهکاری را تسهیل می­کند. در مناطق فقیر میزان تحرک و جابجایی بسیار بالا است. دو متغیر جمعیتی یعنی تحرک بالا که مانعی برای ایجاد و تقویت ساختارهای غیر رسمی کنترل اجتماعی است از یک سو و از سویی دیگر ناهمگنی قومی و نژادی که کار با یکدیگر و کار جمعی را برای حل مشکلات مشترک مسدود می­کند؛ هر دو از متغیرهای علی در نظریه بی هنجاری اجتماعی هستند. این زنجیره علی که گاهی با عنوان تمایل شیب دار[16] نامیده می­شود، منجر به کاهش کارآیی محلات در کنترل بزهکاری و در نتیجه نرخهای بالای بزهکاری می­شود(همان :5).

پیامدهای بی هنجاری اجتماعی: بی هنجاری اجتماعی و عدم توانایی اجتماع در کنترل اعضای خود موجب می­شود تا بزهکاری رواج یابد، رواج و تمرکز  شدید بزهکاری در مناطق خاص به این معناست که پسر بچه­هایی که در این مناطق زندگی می­کنند نه تنها در ارتباط با افرادی هستند که درگیر در کارهای ممنوعه و خلاف هستند بلکه با گروههایی که چنین رفتاری را تجویز می­کنند و بر اعضای خود فشار وارد می­کنند تا از استانداردهای گروه پیروی کنند نیز در ارتباط بسیار نزدیکی قرار دارند(شاو و مک کی، 1962: 227). اگر چه در مناطق دیگر هم بزهکاری وجود دارد اما آنچنان پراکنده  است که احتمال اینکه یک پسر بچه برخورد نزدیک با سایر بزهکاران یا سایر گروههای بزهکاری داشته باشد نسبتا اندک است(همان: 227). اهمیتی که بزهکاری بزرگسالان برای کودکان دارد این است که آنها در برخی مناطق در تماس دائم با بزهکاری و زندگی بزهکارانه که توسط بزهکاری سازمان یافته نمادینه شده است به عنوان حرفه یا شغل مواجه هستند. در این گونه از سازمان می­توان نمایندگان قدرت، تقسیم کار، تخصصی کردن کارکردها، و سایر ویژگیهای مشترک نهادهای تجاری سامان یافته را  جستجو کرد(همان :227).

گروهی بودن بزهکاری: از دید شاو و مک کی بزهکاری اساسا رفتاری گروهی است. از شاو اینگونه نقل قول كرده­اند كه " من هرگز بزهكاری ندیدم كه به تنهایی فعالیت كرده باشد (اوكانر، 2006 :4) . مطالعه در مورد پسر بچه­هایی که در طول سال 1928 به دادگاه آورده شده بودند نشان می­دهد که 8/81 درصد از آنها به این دلیل به دادگاه آورده شده­اند که به عنوان یکی از اعضای گروه مرتکب جرمی شده بودند.  در قانون شکنی­هایی که به شکل دزدی بوده در 89 درصد از موارد قانون شکنان به عنوان عضو یک گروه به تنهایی، یا با سایر اعضای گروه به دادگاه آورده شده بودند. در مواردی که پسر بچه به تنهایی اقدام به انجام این کار کرده است نفوذ یک همراه و دوست آشکار است.  این نکته در مواردی که اتهام پسربچه­ها دزدی از خانواده­های خود است آشکارتر است. این نوع از دزدی به روشنی نشان دهنده نفوذ و اغوای دوستان و همراهان کودک است (مک کی و شاو، 1962 : 227).

انتقال فرهنگی: از دیگر مفاهیم مطرح شده توسط شاو و مک کی انتقال فرهنگی است پسر بچه­های بزهکار در این مناطق نه تنها با بزهکارانی که معاصر و همسن آنها هستند در تماس قرار دارند بلکه با مجرمان مسن­تری که خود با مجرمان قبلی در رابطه بوده­اند  نیز در تماس هستند. این ارتباطات نسلی به این معناست که سنت بزهکاری از طریق نسلهای متوالی به پسر بچه­ها انتقال می­یابد به همانگونه­ای که زبان و سایر اشکال اجتماعی انتقال می­یابد(همان: 227). اثر انباشتی انتقال سنتها به این ترتیب است که انجام هر گونه بزهکاری شامل تکنیکها و فنونی می­شود که باید از دیگران فرا گرفته شود که در همان فعالیت مشارکت کرده­اند. هر نوع بزهکاری شامل تخصصی کارکردی است و هر کدام دارای واژه­های خاص خود و استانداردهای رفتاری است. دزدی از مغازه­ها، سرقت خودرو و مانند آن نمونه­هایی از جرم هستند که دارای روشهای پیشرفته­ای هستند(همان: 228).

شاو و مک کی با استفاده از روایاتی که خود پسران نقل کرده­اند به این مسئله دست یافتند که چگونه پسران از سنین کم  همراه با دیگران در فعالیتهای بزهکارانه مشارکت می­کنند و همچنین پس از کسب تجربه لازم دیگران را هم به این مسیر و تعقیب اهداف مشابه ترغیب می­کنند. این موارد همچنان چگونگی آمیختن و ترکیب یک عضو جدید را با گروه بزهکار نشان می­دهند. اغلب کودکان از همان سنین پایین به شرارت پرداخته و درگیر فعالیتهایی مانند دزدی می­شوند. با پیشرفت شغلی، آنها به جرمهای جدی­تر مشغول می­شوند و نهایتا در حوزه بزهکاری تخصص و مهارت می­یابند. در هر مرحله­ای از این پسر حمایت می شود و او مورد تایید گروه بزهکاری که در آن عضو است قرار می­گیرد(همان: 228).

 

مبانی تجربی

توزیع اکولوژیک بزهکاری :

بررسی شاو و مک کی از شهر شیکاگو: همانگونه كه در بالا اشاره شد مبنای کار شاو و مک کی دوایر متحد المرکز برگس بود. آنها سپس  نقشه شهر شیكاگو را به شبكه­هایی مساوی تقسیم بندی كردند که هر شبکه در حدود یک مایل مربع وسعت داشت، همچنین حلقه­های  متحد المرکز را به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم کردند، به طوریكه برخی نواحی[17] در شمال  و برخی در جنوب هر حلقه قرار گرفتند.  در اقدامی دیگر آنها به جمع آوری  آمار و اطلاعات در مورد بزهکاران نوجوان برای سه دوره زمانی  1906-1900، 1923-1917، و 1933-1927 پرداختند(شاو و مک کی، 1962 :233)[18].

اطلاعات مربوط به بزهكاری نوجوانان در دوره زمانی 1906-1900 شامل مجموعه­ای متشكل از 8056 بزهكاری مرد 16-10 ساله است كه از دادگاه نوجوانان كوك كانتی در شهر شیكاگو استخراج شده است. برای محاسبه نرخ بزهكار داده­های 1200 حوزه سرشماری سال 1900 و 431 محدوده سرشماری سال 1910  در 106 حوزه قابل مقایسه تركیب شد، سپس افزایش یا كاهش جمعیت در هر دوره به آن اضافه شد و در آخر جمعیت سال میانی این مجموعه از مجموعه جمعیت 15-10ساله  در سال 1910 برآورده شد. نرخهای این مجموعه در دامنه 6/0 تا 8/29 قرار دارند .نرخ متوسط بزهكاری در این مجموعه 9/4 است و این نرخ برای كل شهر 4/8 است. در چهار منطقه نرخ بزهكاری مساوی و بیش از 20، هفت منطقه مساوی و بیش از 15 و 12 منطقه مساوی و بیش از 12 است. در حد دیگر 3 ناحیه كمتر از 1 و 12 ناحیه كمتر از 2 است. 4 منطقه­ای كه دارای بالاترین نرخها هستند در حلقه داخلی شهر قرار دارند، در حالیكه آنها كه دارای نرخهای پایین هستند در حاشیه شهر قرار دارند(همان: 234-233).

نویسندگان در ادامه این مقاله به مقایسه نرخهای بزهكاری در سه دوره زمانی پرداخته و برای انجام این كار از سه روش بهره بردند: مقایسه مناطق، مقایسه ناحیه­ها و محاسبه ضرایب همبستگی بین  آنها، میزان تمركز بزهكاری. که در ادامه به طور خلاصه نتایج حاصل از آن ارائه خواهد شد.

برای مقایسه نرخ بزهكاری در داخل هر پنج منطقه تعداد بزهكاران هر منطقه و كل جمعیت 16-10 ساله در آن منطقه محاسبه شد.در این بررسی تعدا مناطق مهم نیست زیرا این مناطق واقعی نیستند. بررسی نقشه­های نرخ بزهكاری نشان می­دهد كه تفاوتهای اساسی میان نرخهای بزهكاری در داخل هر منطقه و بین مناطق و نیمه شمالی و جنوبی شهر وجود دارد(همان : 234).

مقایسه نرخ بزهكاری در نواحی  داخل هر منطقه نشان می­دهد كه همان نواحی كه در سال 1933-1927 دارای بالاترین نرخ بزهكاری بوده­اند در 1923-1917 و 1906- 1900هم بالاترین نرخ بزهكاری را داشته­اند.  این نكته از آنجا حائز اهمیت است كه در طی این سه دوره تركیب ملیت در برخی از این نواحی تغییر یافته است. نرخهای بزهكاری برای 106 منطقه در سه دوره مورد استفاده قرار گرفت و در ابتدا ضریب هم بستگی برای نرخهای دوره های 1906-1900 و 1923-1917 محاسبه شد كه این ضریب برابر با 85/0 بود و ضریب هم بستگی برای دوره 1933-1927 برابر با 61/0 بود. این نرخهای بالا نشان دهنده آن است كه مناطقی كه در دوره اول دارای نرخهای بالایی بوده­اند در دوره­های بعدی نیز نرخهای بالایی داشته­اند(همان :236).

در تحلیل دیگری از توزیع بزهكاری در ارتباط با مردان 16-10 ساله در هر سه دوره زمانی مك كی و شاو بر مبنای نرخهای بزهكاری جمعیت را به چهار قسمت مساوی تقسیم كرده­اند.  .  سپس درصد كل تعداد افراد بزهكار در هر چارك و كل  مساحت شهری برای آن چارك محاسبه شده است. 4/1 از افرادی که در مناطقی با بالاترین نرخ بزهکاری زندگی می­کنند تنها 2/19 درصد از منطقه جغرافیایی شهری را در طی دوره 1933-1927، 8/17 درصد در 1923-1917 و 1/13 درصد در 1906-1900 اشغال کرده­اند. در هر دوره زمانی،  چارک اول که در بردارنده بالاترین نرخ بزهکاری است جمعیتی حدودا نیمی از بزهکاران را در خود جای داده است(همان:237) .

طرح فكری شاو و مك كی موجب شد تا افراد دیگر در شهرهای دیگر  آمریكا هم مطالعاتی را انجام دهند. البته این مطالعات تنها منحصر به آمریكا نبود دو مطالعه در نیجریه و آرژانتین انجام شده است.  در ادامه به ارائه و  بررسی این مطالعات خواهیم پرداخت.

مطالعه لندرز از شهر بالتیمور:. این مطالعه نیز بر مبنای فرضیه دوایر متحد المرکز و در شهر بالتیمور انجام شده است. لندرز نقشه شهر بالتیمور را به 7 دایره متحدالمرکز ترسیم کرد. پس از آن به بررسی سه مسئله پرداخت. اولین مسئله محاسبه نرخ بزهکاری برای هر نوار/دایره بود. بر این مبنا بالاترین نرخهای بزهکاری در مناطق 1و 2 یعنی داخلی ترین دوایر مشاهده می­شود(لندرز، 1962: 247)[19].

دومین مسئله آن بود که بر مبنای فرضیه­­ برگس هر چه در این دوایر به جلو برویم  از نرخ بزهکاری کاسته می­شود اما مطالعه لندرز از شهر بالتیمور این مسئله را تایید نمی­کرد. لندرز همچنان به مقایسه نرخهای بزهکاری میان سیاهان و سفید پوستان پرداخت و همین روند را نیز در میان این دو گروه مشاهده کرد به طوریکه نرخ بزهکاری در میان سفید پوستان از 2/5 به ازای هر 100 نفر در دایره 1 به 3/4 در دایره 2 و 4/2 در دایره 3 می­رسد ، اما بعد از آن برای 4 دایره دیگر ثابت می­ماند. برای گروه سیاهپوستان بزهکاری در نوارهای 5 و 6 بالاتر از نوارهای 3و 4 است. لندرز با استناد به این نتایج بر این باور است که فرضیه دوایر متحدالمرکز ساده سازی بیش از حد الگوی واقعی توزیع فضایی بزهکاری در شهر بالتیمور است. به اعتقاد لندرز تفاوتهایی میان نرخ بزهکاری میان دایره­ها وجود دارد اما عوامل موثر، متفاوت با آن چیزی هستند که شاو و مک کی به آن اشاره کرده­اند. به اعتقاد او رابطه میان بزهکاری و مجاورت با نواحی صنعتی نیازمند تحلیل بیشتر است و بررسی عمیقتر این رابطه نشانگر آن است که لزوما همراهی و همبستگی میان دو متغیر وجود ندارد (همان: 248-247)

سومین مسئله مورد بررسی لندرز تطبیق توزیع استقرار مناطق صنعتی و تجاری برمبنای الگوی برگس بود. مطالعه وی از بالتیمور نشان داد که توزیع صنایع در بالتیمور منطبق بر فرضیه دوایر برگس نیست. لازم به یادآوری است که در شهر شیکاگو و سایر اجتماعات شهری که توسط برگس مورد مطالعه قرار گرفته است نواحی صنعتی یا در مرکز شهر و یا در نزدیک به آن قرار گرفته­اند دایره یا نوار دوم ناحیه در انتقال یا ناحیه فقیر نشین است که در حالت تغییر از منطقه مسکونی به منطقه تجاری و صنعتی است. در دایره سوم خانه­های کارگران[20] قرار دارد. دایره چهارم، ناحیه مسکونی و دایره پنجم ناحیه مسافرانی است که به طور روزمره به شهر مسافرت می­کنند و فرای آن مرزهای شهر قرار دارد. در مورد شهر بالتیمور چنین تقسیم بندی مشاهده نمی­شود، زیرا تنها 50% از   نواحی که صنایع در آن قرار دارند در نوارهای 1و 2 واقع شده و چند مرکز بسیار مهم صنعتی در نواحی دیگر قرار گرفته­اند. این مناطق چندین کیلومتر از مرکز شهر دور هستند و در نوارهای 5و 6 قرار گرفته­اند(همان :249).

لندرز به بررسی رابطه میان شاخصهای اقتصادی و اجتماعی در یک منطقه و نرخ بزهکاری پرداخته است و آن را در چهارچوب یک ماتریس هم بستگی به تصویر کشیده است. در مقاله حاضر ما تنها رابطه میان نرخ بزهکاری و متغیرهای اقتصادی و اجتماعی می­پردازیم و از بقیه سطرها و ستونهای این ماتریس صرف نظر خواهیم کرد. این رابطه در جدول 1 ارائه شده است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت 10 و 01 دقیقه و 46 ثانیه
Article writing is also a fun, if you be acquainted
with afterward you can write otherwise it is complicated to write.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 ساعت 12 و 36 دقیقه و 47 ثانیه
I have read so many posts about the blogger lovers except this piece of writing is in fact a good paragraph, keep it up.
جمعه 11 فروردین 1396 ساعت 11 و 39 دقیقه و 58 ثانیه
Wow! Finally I got a web site from where I know
how to really take helpful facts regarding my study and knowledge.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :